سقوط آزاد قیمت شمش آهن پس از رشد ۲۰ درصدی
در ماههای گذشته، بازار فولاد ایران شاهد یکی از پرنوسانترین دورههای خود در سالهای اخیر بود. افزایش مستمر نرخ ارز، محدودیتهای صادراتی، کاهش عرضه مواد اولیه و رشد تقاضای سفتهبازانه باعث شد تا قیمت شمش فولادی در فاصلهای کوتاه با جهش ۲۰ درصدی روبهرو شود. این رشد ناگهانی نهتنها بازار مقاطع طویل مانند میلگرد و تیرآهن را متأثر کرد، بلکه زنجیره تولید فولاد از معدن تا مصرفکننده نهایی را دچار التهاب کرد. اما در هفتههای اخیر، نشانههایی از آرامش و بازگشت ثبات به بازار شمش و میلگرد دیده میشود.
Thank you for reading this post, don't forget to subscribe!کارشناسان بازار، علت اصلی این تغییر فاز را اجرای دستورالعمل جدید قیمتگذاری در بورس کالا میدانند؛ سیاستی که بر اساس آن، سقف قیمت پایه عرضه محصولات فولادی به نرخهای صادراتی محدود شد. این تصمیم در واقع پاسخی به نوسانات شدید تابستان بود و توانست از ادامه رشد بیرویه قیمتها جلوگیری کند.
در ادامه، تیم تحلیلی سایت آهن۶۶۶ به بررسی دقیق دادههای معاملات، واکنش فعالان صنفی و چشمانداز پیشروی بازار فولاد ایران میپردازد تا مشخص شود آیا این آرامش موقتی است یا نشانهای از ورود بازار به دوران ثبات واقعی.
توقف هیجانات و شکلگیری مسیر منطقی قیمتها
روند تغییر قیمت شمش از اردیبهشت تا آبان ۱۴۰۴
بررسی دادههای رسمی نشان میدهد که قیمت شمش فولادی از ابتدای اردیبهشتماه ۱۴۰۴ تا پایان شهریور، از حدود ۲۷٬۶۰۰ تومان به ۳۳٬۶۰۰ تومان رسیده است؛ یعنی افزایشی ۲۰ درصدی در کمتر از پنج ماه. چنین رشد سریعی، زنگ خطر افزایش هزینههای تولید در صنایع پاییندستی را به صدا درآورد و بسیاری از نوردکاران را با چالش تأمین نقدینگی مواجه کرد. اما پس از اجرای دستورالعمل جدید در مهرماه، روند بازار به شکل محسوسی تغییر کرد. معاملات بورس کالا نشان میدهد که میانگین قیمت شمش در هفتههای اخیر تا حدود ۳۱٬۶۰۰ تومان کاهش یافته است، در حالی که در بازار آزاد همچنان در محدوده ۳۲٬۶۰۰ تومان معامله میشود.
این اختلاف جزئی بین بورس و بازار آزاد نشاندهنده بازگشت تدریجی تعادل به بازار است. از سوی دیگر، کاهش هیجانات خرید موجب شده تا رفتار فعالان بازار منطقیتر شود. نوردکاران اکنون پیش از خرید، نسبت هزینه مواد اولیه به بهای تمامشده و سقف سود منطقی را بررسی میکنند.
تحلیلها نشان میدهد که در شرایط فعلی، با لحاظ حاشیه سود حدود ۱۲ درصدی، قیمت واقعی میلگرد با احتساب مالیات بر ارزش افزوده باید در محدوده ۳۹ هزار تومان باشد. این عدد با سطح فعلی معاملات همخوانی دارد و نشان میدهد بازار فولاد پس از ماهها نوسان شدید، در حال رسیدن به نقطه تعادل قیمتی طبیعی است.
نقش سامانه جامع تجارت در حذف تقاضای کاذب و ایجاد شفافیت
یکی از مهمترین عوامل کاهش التهاب در هفتههای اخیر، نظارت دقیق وزارت صمت از طریق سامانه جامع تجارت است. این سامانه بهعنوان ابزاری کلیدی برای پایش زنجیره تولید تا فروش عمل میکند و تمامی واحدهای نوردی را موظف کرده است تا نسبت مشخصی میان ورودی شمش و خروجی میلگرد یا سایر محصولات خود ثبت کنند.
در نتیجه، امکان خریدهای غیرواقعی و انبارمحور که در گذشته برای سفتهبازی یا حفظ ارزش سرمایه انجام میشد، بهطور چشمگیری کاهش یافته است. اکنون تنها واحدهایی که فعالیت تولیدی واقعی دارند، قادر به خرید شمش فولادی از بورس کالا هستند.
از دید کارشناسان سایت آهن۶۶۶، این نظارت مؤثر توانسته بخش قابل توجهی از تقاضای کاذب و رفتارهای سوداگرانه را از بازار حذف کند. پیش از این، بخشی از افزایش تقاضا نه برای مصرف واقعی بلکه بهدلیل نگرانی از رشد بیشتر قیمتها بود. اما با کنترل دقیق ورود و خروج مواد اولیه، تعادل میان عرضه و تقاضا در حال بازگشت است.
در کنار این عامل، کاهش صادرات به دلیل سیاستهای کنترلی دولت و افت نسبی نرخ ارز نیز بر کاهش تقاضا اثر گذاشتهاند، اما نقش سامانه جامع تجارت در شفافسازی معاملات فولاد از دید فعالان بازار پررنگتر از سایر عوامل بوده است. این سامانه توانسته از شکلگیری مجدد حبابهای قیمتی در زنجیره فولاد جلوگیری کند و مسیر حرکت بازار را شفافتر و قابلپیشبینیتر سازد.
اختلاف دیدگاهها؛ قیمتگذاری دستوری یا تنظیمگری هوشمند؟
در هفتههای اخیر، انتشار بخشنامه جدید بورس کالا درخصوص محدودیت سقف قیمتی شمش و مقاطع فولادی، باعث شکلگیری دو دیدگاه متفاوت در میان فعالان صنعت فولاد شده است.
از یک سو، برخی از فولادسازان بزرگ و رؤسای اتحادیههای صنفی، این سیاست را نوعی قیمتگذاری دستوری میدانند و معتقدند که ادامه آن میتواند سودآوری واحدهای تولیدی را تهدید کند. آنان استدلال میکنند که در شرایطی که هزینههای انرژی، حملونقل و مواد اولیه پیوسته در حال افزایش است، تعیین سقف قیمتی میتواند مانع رشد منطقی نرخها شود.
اما در مقابل، فعالان پاییندست و توزیعکنندگان بازار فولاد دیدگاهی متفاوت دارند. آنان میگویند سیاستهای نظارتی بورس کالا، نه برای سرکوب قیمت بلکه برای تنظیم بازار و جلوگیری از بیثباتی است. بهگفته کارشناسان سایت آهن۶۶۶، تجربه چند سال گذشته نشان داده هر زمان که بازار فولاد بدون چارچوب و نظارت رها شده، موجهای قیمتی شدیدی ایجاد شده که در نهایت آسیب آن متوجه مصرفکننده نهایی و پروژههای عمرانی بوده است. در حالیکه اعمال سیاستهای کنترلی منطقی، ضمن حمایت از تولیدکنندگان واقعی، مانع از شکلگیری رفتارهای سوداگرانه و افزایش حبابی قیمتها میشود.
در واقع، آنچه بازار فولاد ایران به آن نیاز دارد نه آزادسازی کامل و نه کنترل دستوری، بلکه مدلی بومی از تنظیمگری شفاف، منعطف و هوشمندانه است که بتواند میان منافع تولیدکننده، توزیعکننده و مصرفکننده تعادل برقرار کند.
مسیر پیشرو؛ ثبات پایدار یا رکود پنهان در بازار فولاد؟
با گذشت بیش از یک ماه از اجرای سیاستهای جدید، بازار فولاد ایران به ظاهر وارد دورهای از ثبات نسبی شده است، اما این ثبات لزوماً به معنای رونق نیست. کاهش حجم معاملات، افت تقاضای واقعی و رکود ساختوسازهای شهری نشانههایی از رکود پنهان در بازار فولاد هستند.
پروژههای عمرانی دولتی نیز با محدودیت بودجه و تأخیر در پرداخت مواجهاند، و این موضوع موجب شده مصرف ظاهری فولاد کمتر از ظرفیت واقعی کشور باشد. از سوی دیگر، نگرانیها درباره کمبود انرژی در فصل زمستان، احتمال کاهش تولید شمش و بیلت را در ماههای آینده افزایش داده است. این شرایط میتواند در کوتاهمدت از ریزش شدید قیمتها جلوگیری کند اما در بلندمدت، خطر کاهش تولید و تعطیلی برخی واحدهای کوچک را بهدنبال دارد.
با این حال، در صورت تداوم سیاستهای کنترلی هوشمند و تعدیل اختلاف نرخ ارز رسمی و آزاد، میتوان انتظار داشت که بازار فولاد ایران در زمستان پیشرو وارد فاز ثبات پایدار همراه با تعادل قیمتی شود. همچنین اگر مسیر صادرات فولاد تسهیل شود و مشکلات انرژی مدیریت گردد، احتمال بازگشت رونق نسبی در نیمه دوم سال وجود دارد.
به اعتقاد کارشناسان آهن۶۶۶، آنچه بازار بیش از هر چیز به آن نیاز دارد، قابلیت پیشبینی و ثبات تصمیمگیری در سیاستهای کلان اقتصادی است. فعالان بازار ترجیح میدهند با ثبات نسبی کار کنند تا درگیر نوسانات بیپایان شوند، زیرا ثبات، حتی بدون رشد، امکان برنامهریزی و سرمایهگذاری را فراهم میکند.
از هیجان تا آرامش در بازار آهنآلات ایران
تحلیل وضعیت مهر و آبان ۱۴۰۴ نشان میدهد که سیاستهای اخیر دولت و بورس کالا توانستهاند بازار فولاد را از فاز هیجانی خارج کنند و آن را به سمت ثبات نسبی سوق دهند. هرچند هنوز عوامل متعددی مانند رکود تقاضا، محدودیت انرژی و نوسانات ارزی بر بازار سایه انداختهاند، اما شفافیت در معاملات، انضباط در عرضه و نظارت هوشمندانه، امید به پایداری نسبی را افزایش داده است.
در نهایت، مسیر آینده بازار فولاد ایران بستگی مستقیم به تعادل میان سیاستهای تنظیمی و واقعیتهای اقتصادی دارد. اگر دولت بتواند با درک دقیق از شرایط تولیدکنندگان و مصرفکنندگان، سیاستی میانه و منطقی اتخاذ کند، میتوان امیدوار بود که بازار آهنآلات ایران از چرخه نوسانگیریهای هیجانی خارج شده و به مرحلهای از رشد باثبات و قابل پیشبینی برسد.