طی سالهای اخیر، بازار آهنآلات و صنعت فولاد کشور با مجموعهای از چالشهای پیچیده و درهمتنیده مواجه شده است. در حالیکه نگاه عموم معطوف به تأثیر تحریمها یا رکود بازار مسکن است، آنچه در پشتصحنه ساختار اقتصادی این صنعت رخ میدهد، میتواند آینده بازار را بهشدت تحت تأثیر قرار دهد.
Thank you for reading this post, don't forget to subscribe!افزایش چشمگیر هزینههای جانبی نظیر انرژی، حملونقل، مالیات و استهلاک، سهم مواد مستقیم مصرفی را در بهای تمامشده تولید کاهش داده و ساختار هزینهای فولاد کشور را متحول کرده است. در ادامه این گزارش اختصاصی از آهن۶۶۶، به بررسی این تغییر ساختار و پیامدهای آن بر سودآوری شرکتها و آینده بازار آهنآلات میپردازیم.
ترکیب بهای تمامشده فولاد؛ تحولی نگرانکننده
تغییر سهم مواد اولیه و افزایش هزینههای غیرمستقیم
در گذشته، بخش اعظم بهای تمامشده تولید فولاد به مواد اولیه اختصاص داشت. اما صورتهای مالی منتشرشده در سامانه کدال نشان میدهد که طی سالهای ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۳، این سهم بهطور محسوسی کاهش یافته و در عوض، هزینههای انرژی، حملونقل و سایر هزینههای جانبی رشد جهشی داشتهاند.
بهعنوان مثال، در شرکت فولاد مبارکه:
- سهم هزینه انرژی از ۲ همت به ۱۹.۵ همت افزایش یافته (رشد ۸۳۵ درصدی)
- سهم مواد مستقیم مصرفی از ۷۷٪ به ۶۷٪ کاهش یافته (با وجود رشد ۳۰۲ درصدی ارزش ریالی آنها)
پیامدهای این تغییر در ساختار بهای تمامشده
افزایش سهم هزینههای جانبی باعث کاهش انعطافپذیری مالی شرکتها میشود. بهعبارت دیگر، فولادسازان اکنون با هزینههایی مواجهاند که نهتنها پیشبینیپذیر نیستند، بلکه در کنترل مستقیم آنها هم نیست. این امر، میزان آسیبپذیری در برابر بحرانهایی مانند افزایش قیمت انرژی، مالیات، یا نوسانات حملونقل را افزایش داده است.
کاهش حاشیه سود؛ زنگ خطری برای صنعت فولاد
کاهش سوددهی حتی در غیاب افت فروش
طبق آمار رسمی:
- حاشیه سود خالص فولاد مبارکه در فصل اول ۱۴۰۴ نسبت به مدت مشابه سال قبل، ۲۰٪ کاهش یافته است.
این کاهش نهتنها ناشی از ضعف عملکرد عملیاتی نیست، بلکه عمدتاً بهدلیل تغییر در ساختار هزینهها و افزایش فشارهای مالیاتی و زیرساختی رخ داده است.
وابستگی بیشتر به پروژههای زیرساختی پرهزینه
فولادسازان برای عبور از بحران انرژی، اقدام به احداث نیروگاهها و پروژههای انتقال آب کردهاند. اگرچه این اقدامات ضروری بهنظر میرسند، اما خود نیز فشار مضاعفی از بابت تأمین مالی، بدهی، و استهلاک به شرکتها وارد کردهاند.
انرژی، حملونقل و ریسکهای پنهان
گاز و برق؛ دو متغیر غیرقابلاعتماد
فرمول جدید نرخگذاری گاز برای صنایع فولادی که به نرخ خوراک پتروشیمیها نزدیک شده، باعث جهش بیسابقه هزینه گاز و برق شده است. در کنار این، قطعی برق و محدودیتهای زیرساختی نیز تولیدکنندگان را با وقفههای غیرقابلپیشبینی مواجه کردهاند.
حملونقل؛ هزینهای نامرئی اما فزاینده
حملونقل، بهویژه در تأمین مواد اولیه ارزانقیمت مانند سنگآهن یا زغالسنگ، بخش قابلتوجهی از هزینههای کل را تشکیل داده است. این در حالی است که در فرمولهای فعلی قیمتگذاری محصولات فولادی، این هزینهها کمتر مورد توجه قرار میگیرند.
بازار آهنآلات؛ گرفتار در دوگانگی تورم و رکود
رشد هزینهها، اما بدون رشد درآمد
در حالیکه هزینهها با نرخهای دو یا سهرقمی افزایش یافتهاند، قیمت فروش محصولات نهایی نتوانسته همپای تورم حرکت کند. بهعنوان نمونه:
- در سال ۱۴۰۳، قیمت فروش محصولات پوششدار تنها ۱۱٪ رشد داشته، در حالی که نرخ تورم بیش از ۳۰٪ بوده است.
فشار تقاضا و چشمانداز ناامیدکننده
رکود در ساختوساز، کاهش پروژههای عمرانی و ضعف سرمایهگذاری در زیرساختها، منجر به کاهش تقاضا در بازار داخلی شده است. این در حالی است که صادرات نیز بهدلیل تعرفهها و قوانین دستوپاگیر، نمیتواند بهتنهایی جبرانکننده این افت باشد.
آیا پایان سوددهی در راه است؟
بازار آهنآلات ایران در وضعیت شکنندهای قرار دارد؛ ترکیبی از هزینههای غیرقابلکنترل، رکود تقاضا و نبود ثبات در سیاستهای دولتی، آینده سوددهی در این صنعت را با ابهام جدی مواجه کرده است. اگر فکری اساسی برای بازطراحی ساختار اقتصادی این صنعت نشود، ادامه فعالیت برای بسیاری از تولیدکنندگان کوچک و متوسط ممکن است به نقطه پایان برسد.
نتیجهگیری
در شرایط فعلی، تنها شرکتهایی که دارای مزیتهای رقابتی ساختاری نظیر دسترسی به انرژی ارزان، ناوگان حملونقل اختصاصی، یا تنوع صادراتی هستند، شانس بیشتری برای بقا خواهند داشت. باقی فعالان بازار آهنآلات باید خود را برای دوران جدیدی آماده کنند؛ دورانی که سودآوری دیگر صرفاً با افزایش تولید تضمین نمیشود، بلکه نیازمند بازنگری در مدل اقتصادی، کاهش اتلاف منابع، و مدیریت هوشمند هزینههاست.