گزارشی از حال ناخوش کارخانه‌های ذوب‌آهن ایران در سایه بحران انرژی و ارز

عکس کارخانه ذوب آهن ابران

به گزارش آهن666 در سال‌های اخیر، صنعت فولاد ایران با دو بحران اساسی روبرو شده که به طور همزمان، سلامت و پویایی این بخش حیاتی اقتصاد کشور را به چالش کشیده است.
از یک سو، محدودیت‌های فزاینده در تامین انرژی شامل قطعی‌های برق و جیره‌بندی گاز، بار هزینه‌ای تولید را به شدت افزایش داده و ظرفیت عملیاتی کارخانه‌ها را کاهش داده است. از سوی دیگر، نوسانات شدید ارزی و سیاست‌های متناقض ارزی، روند تأمین مواد اولیه، تجهیزات و قطعات را پیچیده و پرهزینه کرده که همه این عوامل باعث کاهش توان رقابت‌پذیری تولیدکنندگان داخلی در بازارهای جهانی و داخلی شده است.
در این گزارش، با تمرکز بر کارخانه‌های ذوب‌آهن ایران، به بررسی ابعاد مختلف این بحران‌ها و تاثیر آنها بر تولید، صادرات، بهره‌وری و آینده صنعت فولاد خواهیم پرداخت.

Thank you for reading this post, don't forget to subscribe!

۱. وابستگی انرژی؛ عامل کلیدی و نقطه‌ضعف صنعت فولاد

صنعت فولاد، به‌عنوان یکی از صنایع انرژی‌برترین، سهم بزرگی از مصرف برق و گاز کشور را به خود اختصاص می‌دهد. این وابستگی به انرژی، در شرایط عادی مزیت رقابتی محسوب می‌شود، اما در شرایط فعلی کشور که با بحران‌های شدید تامین انرژی مواجه است، این نقطه قوت به بزرگترین چالش تبدیل شده است.

۱.۱. ناترازی برق و گاز؛ فشار مضاعف بر تولید

بر اساس گزارش‌های رسمی، در سال ۱۴۰۳، به دلیل قطعی‌های مکرر برق و جیره‌بندی گاز، ظرفیت عملیاتی کارخانه‌های فولادی کشور به طور متوسط تا ۳۰ درصد کاهش یافته است. کارخانه‌هایی مانند ذوب‌آهن اصفهان که موتور محرک تولید فولاد کشور هستند، مجبور به تعطیلی‌های موقت و کاهش خطوط تولید خود شده‌اند. این وضعیت باعث افت تولید فولاد میانی به میزان ۹.۵ درصد در ۴ ماهه نخست سال ۱۴۰۴ نسبت به مدت مشابه سال قبل شده است.

۱.۲. هزینه‌های سربار و کاهش سودآوری

اختلال در تامین انرژی سبب افزایش هزینه‌های جانبی شده است. توقف‌های اضطراری خطوط تولید نه تنها راندمان را کاهش داده بلکه باعث افزایش استهلاک تجهیزات و کاهش عمر مفید ماشین‌آلات شده است. هزینه‌های تعمیرات و نگهداری خطوط تولید به شدت افزایش یافته و فشارهای مالی ناشی از این شرایط، به ویژه در کارخانه‌هایی که تکنولوژی قدیمی دارند، دوچندان شده است.

۲. بحران ارزی و چالش‌های زنجیره تأمین

نوسانات شدید ارز و سیاست‌های ارزی نامشخص، بزرگ‌ترین مانع در مسیر تأمین مواد اولیه و قطعات وارداتی برای کارخانه‌های فولادی بوده است.

۲.۱. افزایش هزینه واردات مواد اولیه کلیدی

فرومنگنز، الکترود گرافیتی و قطعات اساسی خط تولید مانند ریل و بلبرینگ‌ها، بیشترین آسیب را از نوسانات ارزی دیده‌اند. قیمت این اقلام در سال ۱۴۰۳ بین ۷۵ تا ۹۰ درصد افزایش یافته است. تاخیرهای چند ماهه در تامین این قطعات، علاوه بر افزایش هزینه‌ها، باعث کاهش راندمان خطوط تولید شده است.

۲.۲. تأثیر سیاست‌های ارزی بر هزینه تولید

الزام شرکت‌ها به بازگشت ارز صادراتی به بازار نیما، تاخیر در تخصیص ارز وارداتی و اختلاف نرخ ارز رسمی و آزاد، نه تنها فرآیند واردات را پیچیده کرده بلکه قیمت تمام شده تولید را تا ۴۰ درصد افزایش داده است. میانگین زمان تامین مواد اولیه در نیمه دوم سال ۱۴۰۳ به ۷۵ روز کاری رسید که رکوردی بی‌سابقه است و اختلال بنیادی در زنجیره تامین ایجاد کرده است.

۳. کاهش تقاضا و رقابت داخلی و خارجی

کاهش سرمایه‌گذاری‌های عمرانی و رکود در بخش ساخت‌وساز، باعث افت شدید تقاضا برای محصولات فولادی در بازار داخلی شده است.

۳.۱. افت تقاضای داخلی و تبعات آن

طبق آمار، در سال ۱۴۰۳، تقاضای داخلی برای مقاطع فولادی حدود ۲۳ درصد کاهش یافته که باعث رقابت قیمتی شدید میان کارخانه‌ها و کاهش حاشیه سود آنها شده است. این شرایط تعدیل نیرو و کاهش ظرفیت فعالیت کارخانه‌ها را در پی داشته است.

۳.۲. رقابت صادراتی و کاهش سودآوری

در بازارهای صادراتی، رقابت با کشورهای منطقه نظیر ترکیه و امارات سخت‌تر شده است. ترکیه با نرخ ثابت برق برای صنایع فولاد و مشوق‌های مالی و حمل‌ونقل، شرایط بسیار مطلوبی را برای تولیدکنندگان خود فراهم کرده است. در مقابل، مشکلات دسترسی به ارز صادراتی و محدودیت‌های داخلی ایران، سودآوری صادرکنندگان را به شدت کاهش داده است. کارخانه ذوب‌آهن اصفهان برای حفظ سهم بازار، ناچار به ارائه تخفیف‌های ویژه و شرایط پرداخت طولانی شده که باعث کاهش درآمد صادراتی شده است.

۴. فرسودگی تجهیزات و چالش نوسازی

تحریم‌ها واردات فناوری و تجهیزات نوین را با مشکلات جدی مواجه کرده‌اند.

۴.۱. سن بالای ماشین‌آلات و اثرات آن

میانگین سن تجهیزات در کارخانه‌های بزرگ کشور بالای ۲۵ سال است؛ به طور مثال، تجهیزات ذوب‌آهن اصفهان ۴۴ سال و فولاد نیشابور ۲۳ سال قدمت دارند. این موضوع باعث کاهش راندمان، افزایش استهلاک و هزینه‌های سنگین تعمیرات اساسی شده است. برخی خطوط تولید به دلیل فرسودگی، غیرفعال باقی مانده‌اند.

۴.۲. محدودیت واردات تجهیزات و داخلی‌سازی ناهمگون

تحریم‌ها شرکت‌ها را مجبور به استفاده از قطعات دست دوم یا تولید داخلی با کیفیت پایین کرده است که در نهایت بر کیفیت محصول و هزینه تمام شده تاثیر منفی گذاشته است. همچنین، محدودیت‌های انرژی باعث شده برنامه‌های تعمیر و نوسازی به تعویق بیفتد و آسیب‌پذیری خطوط تولید افزایش یابد.

۵. نقش فناوری و بهره‌وری در افزایش تاب‌آوری صنعت فولاد

برای عبور از این بحران‌ها، افزایش بهره‌وری و به‌کارگیری فناوری‌های نوین ضروری است.

۵.۱. تجربه موفق کارخانه فولاد خراسان (نیشابور)

کارخانه فولاد خراسان با سرمایه‌گذاری در خطوط جدید و به‌کارگیری فناوری‌های پیشرفته، موفق شده تولید و بهره‌وری خود را افزایش دهد. این موفقیت نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاری در تکنولوژی، بهبود مدیریت منابع و کاهش وابستگی به انرژی می‌تواند کلید بهبود وضعیت صنعت باشد.

۵.۲. ضرورت اصلاحات ساختاری و سیاست‌های حمایتی

اصلاح سیاست‌های ارزی، ایجاد مشوق‌های انرژی، تسهیل تامین مالی و نوسازی زیرساخت‌ها باید در اولویت برنامه‌های کلان قرار گیرد تا امکان احیای ظرفیت‌های از دست رفته فراهم شود و صنعت فولاد کشور بتواند بار دیگر به جایگاه اصلی خود در اقتصاد ملی و بازارهای جهانی بازگردد.

چشم‌انداز پیش رو

بحران‌های انرژی و ارزی در کنار کاهش تقاضا و فرسودگی تجهیزات، صنعت فولاد ایران را به نقطه‌ای حساس و شکننده رسانده است. بدون اتخاذ سیاست‌های کلان اصلاحی و سرمایه‌گذاری‌های هدفمند در نوسازی و توسعه فناوری، بقای بسیاری از کارخانه‌ها و نقش این صنعت در اقتصاد کشور در معرض تهدید جدی خواهد بود.

از طرفی، فرصت‌هایی نیز در مسیر وجود دارد. افزایش بهره‌وری، استفاده از فناوری‌های نوین، بهبود مدیریت منابع و حمایت‌های هدفمند دولتی می‌تواند مسیر توسعه پایدار را برای صنعت فولاد هموار سازد.

صنعت فولاد ایران امروز نیازمند یک جراحی عمیق و برنامه‌ریزی بلندمدت است تا بتواند بحران‌های پیش‌رو را تبدیل به فرصت‌های تازه کند و جایگاه خود را در عرصه‌های ملی و بین‌المللی بازیابد.

smaeil karevani