به گزارش آهن 666 بررسی دقیق آمارهای رسمی واردات زنجیره آهن و فولاد کشور طی 9 ماهه ابتدایی سال 1404، که توسط مراجع معتبر صنعت فولاد منتشر شده است، یک چرخش بنیادین در ساختار تأمین بازار داخلی را نمایان میسازد. این دادهها به شکلی غیرقابل انکار حکایت از کاهش چشمگیر وابستگی بازار ایران به محصولات فولادی وارداتی دارند. به طور کلی، مجموع واردات محصولات فولادی در این دوره، شاهد یک انقباض 43 درصدی بوده که وزنی آن از رقم قابل توجه یک میلیون و 130 هزار تن در دوره مشابه سال 1403، به تنها 644 هزار تن در سال جاری تنزل یافته است. این کاهش فراگیر در حجم واردات، سوالات متعددی را در ذهن فعالان بازار، از جمله تولیدکنندگان، مصرفکنندگان بزرگ و تأمینکنندگان خرد، ایجاد میکند: آیا این کاهش نتیجه موفقیت سیاستهای حمایت از تولید داخل است، یا هشداری در خصوص کاهش تقاضا در صنایع پاییندستی به دلیل چالشهای اقتصادی؟ تحلیل ساختار این افت، پاسخی دقیقتر به این معما خواهد داد.
Thank you for reading this post, don't forget to subscribe!غوطهوری در بخش مقاطع طویل: میلگرد و ناودانی در خط مقدم کاهش واردات
هنگامی که نگاهی دقیقتر به زیرمجموعههای مقاطع طویل فولادی میاندازیم، متوجه میشویم که این کاهش، روندی هماهنگ را دنبال کرده است. واردات این گروه کالایی در مجموع با افت 32 درصدی، از 75 هزار تن به سطح 51 هزار تن رسیده است. در این میان، واردات میلگرد، به عنوان یکی از پرمصرفترین محصولات در ساختوساز، با کاهش 35 درصدی مواجه شده که نشاندهنده این است که نیاز بازار یا به طور کامل توسط تولیدکنندگان داخلی تأمین شده یا قدرت خرید پروژهها برای انتخاب گزینههای وارداتی کاهش یافته است. همچنین، نبشی و ناودانی که در صنایع سازهای و تجهیزاتی کاربرد حیاتی دارند، کاهش وزنی مشابهی را تجربه کردهاند. در مقابل، تیرآهن که نقش محوری در پروژههای زیرساختی و اسکلتبندی سنگین دارد، تنها با افت یک درصدی (از 7 هزار تن به 6.9 هزار تن) همراه بوده است. این تفاوت فاحش در میزان کاهش، میتواند به این معنا باشد که کارخانجات داخلی توانستهاند بخش عمدهای از تقاضای محصولات با حجم تولید بالا (مانند میلگرد) را پوشش دهند، اما در مورد پروفیلهای تخصصیتر ساختمانی (تیرآهن)، هنوز مقداری وابستگی نسبی وجود دارد، هرچند که حجم کل واردات در این بخش نسبتاً اندک بوده است.
بحران در مقاطع تخت: ورق سیاه، پیشتاز سقوط واردات با افت 48 درصدی
بخش مقاطع تخت فولادی، جایی که رقابت بین تولید داخلی و واردات بسیار شدیدتر است، شاهد شدیدترین کاهشها بوده است. واردات ورق سیاه، ماده اولیه حیاتی برای تولید محصولات گالوانیزه، لوله و پروفیل، با سقوطی معادل 48 درصد، از ارقام سال گذشته بسیار فاصله گرفته و به 195 هزار تن رسیده است. این رقم، مهمترین عامل در افت کلی واردات مقاطع تخت است. در همین راستا، ورق پوششدار نیز با کاهش 14 درصدی مواجه شده است. در مجموع، واردات کل مقاطع تخت فولادی در این دوره با افت 44 درصدی از رقم بیش از یک میلیون تن (1,055 هزار تن) در سال قبل، به 593 هزار تن کاهش یافته است. این کاهش گسترده در بخش ورقها، بهطور مستقیم بر توانایی شرکتهای واسط و صنایع تبدیلی در تأمین مواد اولیه با قیمتهای رقابتی تأثیر میگذارد و نیازمند بازنگری استراتژیک در برنامهریزی خرید بلندمدت است.
پشتپرده ابهام آماری ورق سرد: چرا رشد ظاهری، کاهش وزنی را پنهان میکند؟
یکی از بزرگترین چالشهای تحلیلی در این گزارش، مربوط به سرفصل ورق سرد است؛ جایی که آمار منتشر شده، از رشد 60 درصدی حکایت دارد. این تناقض آشکار در برابر روند کلی کاهشی، نیازمند بررسی دقیق مبانی آماری است. پس از استعلام دقیقتر، مشخص شد که در حالی که ممکن است در سرفصلهای عددی رشدی ثبت شده باشد، از منظر وزنی، واردات این محصول استراتژیک که مصرفکنندگان عمده آن در صنعت خودرو و لوازم خانگی هستند، کاهش قابل توجهی یافته و رقم ثبتشده نهایی 175 هزار تن است. این معما میتواند ناشی از چند سناریو باشد: تغییر در نحوه ثبت سفارشهای عمده، جابهجایی در طبقهبندیهای تعرفهای، یا ثبت یک محموله بسیار سنگین در مقطعی خاص که موازنههای وزنی را تغییر داده است. با این حال، تحلیلگران انجمن، این کاهش وزنی را به عوامل ساختاری مانند افزایش ظرفیت تولید داخلی ورق سرد، سیاستهای محدودکننده ارزی و کاهش جذابیت واردات به دلیل ثبات قیمت داخلی نسبت میدهند و این امر را یک موفقیت برای زنجیره تولید داخلی میدانند.
فولاد میانی: کاهش وابستگی به اسلب و بیلت و تأکید بر خودکفایی در مواد اولیه
در بخش فولاد میانی که شامل مواد اولیه اصلی برای کارخانجات نورد است، واردات در سطوح پایینتری حفظ شده و نشاندهنده خودکفایی بیشتر در تأمین مواد اولیه مورد نیاز است. واردات بیلت و بلوم، علیرغم رشد 18 درصدی ظاهری در سرفصلها، همچنان در حجم بسیار ناچیز حدود 4 هزار تن باقی مانده است. اما نکته کلیدی، افت شدید 77 درصدی در واردات اسلب است؛ این رقم نشان میدهد که کارخانجات بزرگ تولیدکننده ورق و اسلب، تقریباً به طور کامل نیاز خود را از منابع داخلی یا ذخایر استراتژیک تأمین کردهاند و وابستگی به واردات اسلب عملاً به حداقل رسیده است. در نتیجه، مجموع واردات فولاد میانی با افت 16 درصدی همراه بوده که این روند برای پایداری و استقلال صنعتی کشور یک خبر بسیار مثبت تلقی میشود.
نتیجهگیری
مجموع دادههای ارائه شده در 9 ماهه 1404، بهوضوح نشان میدهد که بازار فولاد ایران در حال گذار از یک الگوی تأمینی مبتنی بر واردات به یک مدل متکی بر تولید داخلی است. این تغییر ساختاری، که حاصل تلاقی سیاستهای کنترلی، محدودیتهای اقتصادی و افزایش ظرفیت تولید است، میتواند زمینهساز ثبات قیمتها در بلندمدت باشد، هرچند در کوتاهمدت ممکن است نوساناتی را در عرضه برخی محصولات خاص ایجاد کند. فعالان بازار آهن 666 باید با در نظر گرفتن این کاهش پایدار در حجم واردات مقاطع کلیدی مانند میلگرد و ورق سیاه، استراتژیهای خرید و فروش خود را بر مبنای عرضه و تقاضای داخلی تنظیم نمایند، زیرا معادلات سنتی بازار در حال دگرگونی است.