صنعت فولاد ایران بهعنوان یکی از ستونهای اصلی اقتصاد صنعتی کشور، نهتنها نقش مهمی در زنجیره تأمین و اشتغال دارد، بلکه بهعنوان صنعت مادر، به شدت از سیاستهای کلان اقتصادی، ارزی و صادراتی تأثیر میپذیرد. در حالیکه باید در شرایط بحران، تدابیر پایداری برای حفظ تولید و حمایت از زنجیرههای پاییندستی اتخاذ شود، شواهد نشان میدهد که سیاستگذاریهای عجولانه و متناقض، فولاد ایران را به حاشیه راندهاند. آهن ۶۶۶ در این گزارش، به بررسی ابعاد این بحران میپردازد.
Thank you for reading this post, don't forget to subscribe!نبود پدافند صنعتی؛ زنگ خطر برای واحدهای تولید فولاد
در جریان جنگ ۱۲روزه اخیر، اگرچه آسیب مستقیمی به زیرساختهای فولاد وارد نشد، اما اختلالات گسترده در زنجیره تأمین، نوسانات مقطعی قیمتها و کاهش نسبی تولید نشان داد که بیشتر واحدهای صنعتی، ساختار آمادهای برای مدیریت بحران ندارند.
رضا صالحی، از کارشناسان برجسته این حوزه تأکید میکند که پدافند غیرعامل صنعتی و طراحی سناریوهای بحران باید بخشی از سیاست تولید باشد، چراکه حتی یک تنش کوتاهمدت، میتواند کل سیستم عرضه را به خطر اندازد.
تصمیمات جزیرهای، زنجیره فولاد را تکهتکه کردهاند
نمونهای عینی از آشفتگی سیاستگذاری در تیرماه
در تیرماه ۱۴۰۴، کاهش دستوری قیمت کنسانتره و گندله تا حدود ۲۰٪، در فضایی که هنوز بازار از تنشهای سیاسی خارج نشده بود، تولیدکنندگان را غافلگیر کرد. قیمتها از حدود ۷,۰۰۰ تومان به ۵,۰۰۰ تومان سقوط کردند. نتیجه این اقدام نه کنترل بازار، بلکه کاهش انگیزه تولید و افت عرضه در بازه زمانی کوتاه بود.
تعارض نهادها؛ از وزارت صمت تا بورس کالا
هرچند وزارت صمت مخالفت رسمی خود را با این کاهش قیمت اعلام کرد، اما نماینده بورس کالا، بر اجرای مصوبه هیئتمدیره پافشاری کرد. این ناهماهنگی بین دو نهاد تصمیمساز، پیام روشنی به تولیدکننده میدهد: “اطمینان نکن، ثباتی در کار نیست!”
فقدان صرفه اقتصادی، انگیزه تولید را خشکاند
نرخ نیمایی، صادرات را بیمنطق کرده است
در حالیکه تولیدکننده فولاد باید مواد اولیه خود را با ارز آزاد تهیه کند، دولت همچنان او را ملزم میکند که ارز حاصل از صادرات را با نرخ نیمایی تسویه کند. این الزام باعث شده بسیاری از تولیدکنندگان یا ظرفیت خود را کاهش دهند، یا به مسیرهای صادراتی غیررسمی روی آورند.
هزینه انرژی؛ از مزیت رقابتی تا تهدید جدی
یکی از بزرگترین مزیتهای رقابتی ایران در صنعت فولاد، انرژی ارزان بود. اما با افزایش تعرفهها و حذف تدریجی یارانهها، این مزیت از بین رفته است. در حالیکه کشورهای دیگر با مشوقهای صادراتی از فولادساز حمایت میکنند، سیاستهای داخلی در ایران نهتنها حمایتی ندارد، بلکه هزینهزاست.
بازار فولاد در برزخ رکود و بیاعتمادی
در چنین فضایی، بازار فولاد حالتی فرسایشی و ناپایدار دارد. بررسی قیمتها در تیرماه ۱۴۰۴ نشان میدهد که قیمت میلگرد در برخی کارخانهها ۱۰۰ تا ۷۰۰ تومان کاهش یافته، در حالیکه تیرآهن تقریباً بدون تغییر مانده و ورق سیاه نیز دچار افت پراکندهای شده است.
نگرانی واحدهای نوردی؛ سود پایین، حمایت صفر
واحدهای نوردی که با حاشیه سود ناچیز و بهرهوری انرژی پایین فعالیت میکنند، بیش از همه در معرض خطر هستند. این واحدها نهتنها از حمایت دولتی بیبهرهاند، بلکه تصمیمات خلقالساعه، برنامهریزی آنها را نیز با اختلال مواجه میکند.
راهحل چیست؟ نجات فولاد با بازنگری عمیق در سیاستگذاری
بازگشت رونق به صنعت فولاد، نه با تزریق مقطعی تسهیلات، بلکه با بازنگری اساسی در ساختار سیاستگذاری ممکن است. کشور نیاز به یک نقشه راه جامع دارد؛ نقشهای که تصمیمات آن بر پایه واقعیتهای بازار، ظرفیتهای تولید و منطق زنجیره تأمین تنظیم شده باشد.
فولاد ایران در دوراهی بقا یا فرسایش
صنعت فولاد ایران اگرچه زیرساخت فنی قدرتمندی دارد، اما تا زمانیکه درگیر سیاستهای متناقض، تعارض نهادی و تصمیمات شتابزده باشد، نهتنها رشد نمیکند، بلکه با هر بحران، یک قدم به عقب خواهد رفت.
آهن ۶۶۶ بهعنوان مرجع تخصصی تحلیل بازار آهن و فولاد، بار دیگر بر ضرورت اتخاذ سیاستهای پایدار، حمایتی و کارشناسیشده تأکید میکند؛ چراکه آینده این صنعت، آینده اقتصاد صنعتی کشور است.