چرا با وجود رکود تقاضا، قیمت آهنآلات عقب نمینشیند؟
بازار آهنآلات ایران در نخستین روزهای زمستان ۱۴۰۴ وارد فاز متفاوتی شده است؛ فازی که در آن، رفتار قیمتها دیگر همراستا با سطح تقاضای واقعی حرکت نمیکند. در شرایطی که کاهش مصرف، رکود پروژههای عمرانی و افت معاملات نقدی بهطور سنتی باید منجر به اصلاح یا دستکم تثبیت قیمتها شود، آنچه امروز در بازار فولاد مشاهده میشود، مقاومت قیمتها در برابر افت تقاضا و حتی تمایل به ماندگاری در سطوح بالا است.
Thank you for reading this post, don't forget to subscribe!تحلیلهای اختصاصی آهن۶۶۶ نشان میدهد این واگرایی، نتیجه برهمخوردن توازن طبیعی بازار و انتقال نقش قیمتسازی از «عرضه و تقاضا» به «سازوکارهای دستوری، نرخ ارز و ابزارهای اعتباری» است. مجموعهای از عوامل بیرونی، باعث شده فولاد از منطق کلاسیک اقتصادی فاصله بگیرد و در مسیری حرکت کند که بیش از آنکه بازتاب واقعیت مصرف باشد، متأثر از سیاستگذاری و محدودیتهای ساختاری است.
زمستان زودرس؛ شوک همزمان به عرضه و تقاضای بازار فولاد
ورود زودهنگام موج سرما، همانطور که در سالهای گذشته نیز تجربه شده، نخستین فشار را به شبکه انرژی کشور وارد کرد. افزایش مصرف گاز و برق در بخش خانگی، سیاستگذار را ناگزیر به اعمال محدودیت بر صنایع انرژیبر کرد؛ صنایعی که فولاد در صدر آنها قرار دارد. واحدهای فعال در زنجیره احیا، ذوب و نورد، با کاهش ساعات کاری، افت ظرفیت عملیاتی و سهمیهبندی انرژی مواجه شدند؛ موضوعی که بهصورت بالقوه میتوانست عرضه را کاهش دهد.
افت تقاضای فصلی؛ ضلع فراموششده بازار
اما تفاوت مهم زمستان امسال با دورههای مشابه، همزمانی فشار بر تولید با افت شدید تقاضای مؤثر است. کاهش دما، کند شدن فعالیتهای ساختمانی، افت پروژههای عمرانی دولتی و خصوصی، کاهش حملونقل و محدود شدن جریان نقدینگی در بازار، همگی دست به دست هم دادهاند تا تقاضای واقعی آهنآلات در پایینترین سطوح فصلی قرار گیرد.
در چنین شرایطی، منطق اقتصادی حکم میکند که بازار برای تحریک خرید، وارد فاز اصلاح قیمتی شود. با این حال، آنچه امروز دیده میشود، خلاف این انتظار است؛ موضوعی که نشان میدهد عوامل دیگری، سکان قیمتگذاری فولاد را در دست گرفتهاند.
محدودیت ۴۰ درصدی برق فولادسازان؛ فشار تولید بدون واکنش طبیعی بازار
دستور رسمی کاهش ۴۰ درصدی مصرف برق فولادسازان از ابتدای دیماه، پیام روشنی برای صنعت داشت: زمستان ۱۴۰۴، فصل سخت تولید خواهد بود. این محدودیت، عملاً تولید اسمی بسیاری از کارخانهها را کاهش داده و هزینههای ثابت را بهشدت افزایش داده است. در شرایط عادی، چنین فشاری بر عرضه، میتوانست به رشد قیمتها منجر شود.
چرا بازار واکنش نشان نداد؟
پاسخ این پرسش را باید در رکود تقاضا جستوجو کرد. کاهش تولید زمانی به افزایش قیمت منجر میشود که بازار مصرف، توان جذب کالا را داشته باشد. اما امروز، تقاضای واقعی در بازار آزاد آنقدر ضعیف است که حتی کاهش عرضه نیز نتوانسته محرک قیمتی باشد.
در نتیجه، اثر محدودیت برق، نه در بازار آزاد، بلکه بیشتر در بورس کالا و چارچوبهای رسمی قیمتگذاری نمایان شده است؛ جایی که قیمتها بر اساس فرمولها، سقفهای مجاز و سیاستهای کنترلی تثبیت میشوند، نه بر مبنای حجم معاملات واقعی.
بورس کالا، نرخ ارز و معاملات اعتباری؛ مثلث جدید قیمتسازی فولاد
بررسی رفتار بازار از نگاه آهن۶۶۶ نشان میدهد که امروز، قیمت فولاد در ایران بیش از آنکه تابع عرضه و تقاضا باشد، تحت تأثیر سه متغیر کلیدی قرار دارد:
نقش نرخ ارز در تثبیت قیمتها
اصلاح صعودی نرخ ارز در بازارهای رسمی و نیمایی، بهعنوان مبنای نرخگذاری محصولات فولادی، اجازه کاهش قیمتها را نمیدهد. حتی در شرایط رکودی، انتظارات تورمی ناشی از ارز، باعث میشود فروشندگان از عقبنشینی قیمتی خودداری کنند.
بورس کالا؛ از آیینه بازار تا بازیگر قیمتساز
بورس کالا، که در ذات خود باید بازتابدهنده رفتار واقعی بازار باشد، در شرایط فعلی به مرکز ثقل قیمتسازی تبدیل شده است. سقف مجاز افزایش هفتگی (۳+ درصد) و سازوکارهای کنترلی، باعث شده قیمتها حتی در نبود تقاضای مؤثر، در سطوح بالا تثبیت شوند.
معاملات اعتباری؛ تقاضای ظاهری بدون مصرف واقعی
بخش قابلتوجهی از معاملات بورس کالا از طریق ابزارهای اعتباری و السی انجام میشود؛ معاملاتی که الزاماً به مصرف واقعی منجر نمیشوند و بیشتر نقش انتقال ریسک و زمان پرداخت را ایفا میکنند. همین موضوع، تصویر تقاضا را غیرواقعی کرده و به حفظ قیمتها کمک میکند.
فشار هزینههای انرژی و تشدید واگرایی در زنجیره فولاد
چالش انرژی تنها به محدودیت برق ختم نمیشود. افزایش سهم گاز در بهای تمامشده واحدهای احیا، از حدود ۱۲ درصد به بیش از ۲۵ درصد، فشار سنگینی بر تولیدکنندگان وارد کرده است. این در حالی است که قیمت فروش محصولات بالادستی، بهویژه آهن اسفنجی، رشد متناسبی نداشته و حاشیه سود بسیاری از واحدها بهشدت کاهش یافته است.
نتیجه این شرایط، شکاف عمیق میان واقعیت تولید و رفتار قیمتی بازار است؛ شکافی که در آن، تولیدکننده با هزینههای فزاینده مواجه است و بازار مصرف، توان پذیرش قیمتهای بالاتر را ندارد.
چرا واگرایی تقاضا و قیمت ادامهدار است؟
آنچه امروز در بازار فولاد ایران مشاهده میشود، حاصل همزمانی سه عامل کلیدی است:
- زمستان زودرس و محدودیتهای انرژی
- افت شدید تقاضای واقعی
- سلطه سازوکارهای دستوری و مالی بر فرآیند قیمتگذاری
تا زمانی که این معادله تغییر نکند، نباید انتظار داشت قیمتها بازتابدهنده واقعیت بازار باشند. فولاد، همانند بسیاری از کالاهای پایه، به لکوموتیو تورم و نرخ ارز متصل شده است؛ با این تفاوت که در این مقطع، نه از مسیر تقاضا، بلکه از کانالهای دستوری حرکت میکند.
آهن۶۶۶ همچنان این تحولات را بهصورت تحلیلی و تخصصی رصد خواهد کرد تا فعالان بازار، تصمیمهای خود را بر پایه داده و تحلیل، نه هیجان، اتخاذ کنند.