ورق گالوانیزه گرفتار دوگانگی بازار آزاد و بورس کالا
بازار ورق گالوانیزه ایران؛ میان سیاست و واقعیت اقتصادی
به گزارش آهن 666 بازار آهنآلات ایران این روزها در نقطهای حساس و سرنوشتساز قرار گرفته است، جایی که دو نیروی متضاد به شدت با یکدیگر برخورد میکنند: از یک سو سیاستهای تازه وزارت صمت در بورس کالا که هدف آن ایجاد شفافیت و نظم بیشتر در معاملات و کنترل عرضه محصولات فولادی است، و از سوی دیگر، واقعیتهای اقتصادی بازار آزاد که در بسیاری از مواقع با دستورالعملهای دولتی همخوانی ندارد و روند طبیعی عرضه و تقاضا را مختل میکند. این تضاد باعث شده در حالی که سطحی از آرامش در بازار مشاهده میشود، اما در زیر پوست معاملات، تنشی عمیق و پیچیده جریان دارد که نه تنها بر قیمتها و نحوه معاملات فولاد اثر گذاشته، بلکه زنجیره ارزش این صنعت حیاتی را نیز به شدت تحت تأثیر قرار داده است.
Thank you for reading this post, don't forget to subscribe!ورق گالوانیزه، به عنوان یکی از محصولاتی با ارزش افزوده بالا و نقش کلیدی در صنایع مختلف، امروز به نمادی از این ناهماهنگی تبدیل شده است؛ صنعتی که میتوانست پیشران اصلی توسعه و خودکفایی فولاد کشور باشد، اما اکنون در تله تصمیمات متناقض و کنترلهای دستوری گرفتار شده است. این وضعیت باعث شده تا تولیدکنندگان، مصرفکنندگان و حتی سرمایهگذاران داخلی نتوانند با اطمینان برنامهریزی کنند و رشد واقعی این بخش مهم صنعتی به تأخیر بیفتد.
ریشههای دوگانگی در بازار فولاد
با اجرای مصوبه جدید وزارت صمت، بازار فولاد ایران وارد مرحلهای جدید از تعیین تکلیف شده است؛ مرحلهای که به نظر میرسد قصد دارد بین منافع تولیدکننده و مصرفکننده تعادل برقرار کند، اما در عمل باعث تشدید شکاف میان بورس کالا و بازار آزاد شده است. در بورس کالا، رقابت خرید به شدت افزایش یافته، اما عرضه محصولات کاهش محسوسی داشته است. کاهش عرضه شمش ۱۵۰ و همزمان افزایش معاملات شمش ۱۳۰ که عمدتاً برای صادرات انجام میشود، نشان میدهد که بسیاری از تولیدکنندگان مسیر فروش خود را از بازار داخلی به بازارهای خارجی تغییر دادهاند، حتی اگر این اقدام با محدودیتهای ارزی و نرخ بازگشت ارز به سامانه نیما همراه باشد.
این شرایط باعث شده بازار داخلی با کمبود محسوس عرضه مواجه شود، اما این کمبود لزوماً به افزایش قیمت منجر نشده است، چرا که تقاضای مصرفکننده نهایی همچنان ضعیف باقی مانده و توان خرید کافی برای تغییر روند بازار وجود ندارد. به عبارت دیگر، تولیدکننده به دلیل فشارهای سیاستگذاری به سمت صادرات سوق داده شده، بورس درگیر فرمولهای سختگیرانه و نرخگذاری دستوری است و بازار آزاد نیز به دلیل نبود نقدینگی و تقاضای مؤثر در رکود نسبی قرار گرفته است.
علاوه بر این، بسیاری از تولیدکنندگان برای حفظ سهم خود در رقابتهای بورس ناگزیر به خرید محصولات خود از طریق شرکتهای واسطهای شدهاند، امری که به فرسایش مفهوم واقعی رقابت منجر شده و زمینه بازگشت رفتارهای شبهانحصاری را فراهم کرده است. این روند نه تنها به نفع هیچ بخش از زنجیره فولاد نیست، بلکه باعث افزایش پیچیدگی بازار و کاهش شفافیت در معاملات میشود، تا جایی که حتی سیاستهای حمایتی نیز به جای ایجاد ثبات، به تثبیت دوگانگی میان بازار رسمی و غیررسمی منجر شده است.
ورق گالوانیزه؛ از ارزشآفرینی تا زیان انباشته
فشار سرکوب قیمتی و کاهش سود تولیدکننده
ورق گالوانیزه، که قرار بود به عنوان نماد ارزشآفرینی و خودکفایی در صنعت فولاد ایران مطرح شود، امروز در شرایطی قرار دارد که تولیدکنندگان آن با ضرر انباشته و کاهش شدید حاشیه سود مواجه هستند. دلیل اصلی این وضعیت، تفاوت میان هزینه واقعی تولید و قیمتهای دستوری اعمال شده در بورس کالا است. قیمت مواد اولیه نظیر فلز روی و برق در مدت اخیر بیش از ۵۰ درصد افزایش یافته است، در حالی که نرخ فروش ورق گالوانیزه تنها حدود ۷ درصد افزایش یافته است. این موضوع باعث شده تولیدکنندگان ناچار باشند محصول خود را با ضرر قابل توجه بفروشند و سرمایهگذاری در توسعه و نوسازی خطوط تولید به شدت کاهش یابد.
آمارها نشان میدهد که حجم معاملات ورق گالوانیزه در پنجماهه نخست سال جاری نسبت به سال قبل ۱۴ درصد کاهش یافته و واردات این محصول بیش از ۶۰ درصد افت کرده است. این کاهش نه به معنای خودکفایی و رشد تولید، بلکه نشانهای از کاهش تقاضا و فرسودگی توان تولیدی در این صنعت است. کاهش سرمایهگذاری و افت نقدینگی، تولیدکنندگان را در موقعیتی قرار داده که حتی حفظ سطح تولید موجود نیز دشوار شده است.
صادرات؛ تنها راه تنفس
در چنین شرایطی، صادرات ورق گالوانیزه تنها راه تنفس و کاهش فشار مالی برای تولیدکنندگان به شمار میرود، اما محدودیتهای ارزی و سیاستهای دستوری، این مسیر را نیز دشوار کرده است. تولیدکنندگان مجبورند ارز حاصل از صادرات را با نرخهای پایین و دستوری به سامانه نیما بازگردانند، در حالی که بخش عمده هزینههای تولید را با نرخ آزاد و واقعی پرداخت میکنند.
این تناقض باعث شکلگیری بازار موازی صادراتی و پدیده کارتهای بازرگانی یکبار مصرف شده است، جایی که دلالان ورق را با قیمت کمتر از تولیدکننده خریداری و صادر میکنند و از اختلاف نرخ ارز سود میبرند. نتیجه این روند این است که نه تولیدکننده سود میبرد، نه ارز واقعی به کشور بازمیگردد و نه اهداف سیاستگذار محقق میشود، بلکه کل زنجیره ارزش ورق گالوانیزه در معرض ریسک و ناکارآمدی قرار گرفته است.
ریسکهای بیرونی و اثرات آن بر بازار داخلی
علاوه بر چالشهای داخلی، صنعت فولاد ایران با تهدیدهای بیرونی نیز مواجه است که میتواند بازار ورق گالوانیزه را بیشتر تحت فشار قرار دهد. خبرهای غیررسمی از احتمال بازرسی کشتیهای ایرانی و اختلال در صادرات دریایی نشان میدهد که بازارهای خارجی، علیرغم تقاضای قابل توجه زمینی، تحت تاثیر ریسکهای سیاسی دچار محدودیت شدهاند.
در کنار این مسئله، حتی کاهش نسبی نرخ ارز در هفتههای اخیر نتوانسته اثر ملموسی بر قیمت ورق سیاه، میلگرد و پروفیل ایجاد کند. دلیل این است که ریسکهای سیاسی و اقتصادی چنان بالا رفته که فعالان بازار ترجیح میدهند قیمتها را کاهش ندهند و ثبات نسبی قیمتها، بیشتر ناشی از بیاعتمادی و احتیاط فعالان بازار است تا کاهش واقعی هزینهها یا تقاضا.
بازگشت به منطق اقتصادی؛ راه نجات صنعت
برای خروج از وضعیت دوگانگی و کاهش زیان تولیدکنندگان، بازگشت به منطق اقتصادی و اصلاح ساختاری بازار ضروری است. سه اقدام اصلی در این مسیر عبارتند از:
- اصلاح فرمولهای بورس کالا: تضمین قیمتگذاری بر اساس هزینه واقعی تولید و کاهش دخالتهای دستوری.
- بازنگری سیاستهای ارزی: فراهم کردن شرایط بازگشت ارز صادراتی با نرخ منصفانه و هماهنگ با هزینههای تولید.
- شفافسازی زنجیره معاملات و حذف واسطهها: بازگرداندن اعتماد فعالان بازار و ایجاد رقابت سالم.
صنعت ورق گالوانیزه ایران، روزگاری نماد خودکفایی و ارزشآفرینی بود، امروز اما هشداری برای سیاستگذاران است: نادیده گرفتن منطق اقتصادی میتواند حتی سودآورترین صنایع را به زیاندهترین بخشها تبدیل کند. بازگشت به ساختار قیمتگذاری منطقی و کاهش دخالتهای دستوری، تنها راه نجات این صنعت حیاتی و بازگرداندن رونق به بازار فولاد ایران است.