صدای ماشه در بازار آهن و میلگرد؛ آینده قیمتها چه خواهد شد؟
میلگرد به عنوان یکی از پرمصرفترین و حیاتیترین مقاطع فولادی در پروژههای ساختمانی و عمرانی، نقشی کلیدی در تعیین هزینه نهایی ساختوساز دارد. هر گونه تغییر در قیمت این محصول، میتواند بر کل بازار مسکن و حتی اقتصاد کلان کشور اثر بگذارد. در سال ۱۴۰۴، بازار میلگرد ایران شرایطی پیچیده و پرنوسان را تجربه میکند؛ از یک سو رشد شدید قیمت مصالح ساختمانی، افزایش دستمزدها و تورم عمومی، هزینه ساخت مسکن را به بالاترین سطوح چند سال اخیر رسانده است و از سوی دیگر، تحولات سیاسی و اقتصادی همچون فعال شدن مکانیسم ماشه و بازگشت تحریمها، فشار روانی مضاعفی بر فعالان بازار وارد کرده است. سایت آهن۶۶۶ در این گزارش به بررسی جامع وضعیت بازار میلگرد، چالشهای فعلی، سیاستهای حمایتی دولت و چشمانداز آینده این حوزه میپردازد.
Thank you for reading this post, don't forget to subscribe!جهش هزینههای ساخت مسکن با محوریت میلگرد
بر اساس آمار رسمی، هزینه نهادههای ساختمانی در تهران طی بهار ۱۴۰۴ نسبت به مدت مشابه سال گذشته حدود ۴۹.۷ درصد افزایش داشته است؛ افزایشی که در مقایسه با سالهای اخیر، یکی از سنگینترین جهشهای قیمتی محسوب میشود. در چنین شرایطی، هزینه ساخت هر مترمربع مسکن (بدون احتساب زمین) که در سال گذشته بین ۲۰ تا ۲۵ میلیون تومان برآورد میشد، اکنون به حدود ۳۰ میلیون تومان رسیده است. بخش عمده این افزایش هزینه مستقیماً به رشد قیمت میلگرد مرتبط است. میلگرد در اسکلت فلزی و بتنآرمه نقش اصلی را ایفا میکند و هرگونه تغییر در نرخ آن میتواند بودجه پروژههای عمرانی را دچار تغییرات جدی سازد. این افزایش قیمت نه تنها پروژههای جدید را با چالش روبهرو کرده بلکه پروژههای نیمهتمام را نیز با مشکل تامین مالی مواجه ساخته است.
سیاستهای دولت برای مدیریت فشار قیمت میلگرد
با توجه به فشارهای ناشی از گرانی مصالح، دولت تلاش کرده است با سیاستهای حمایتی بخشی از بار مالی را کاهش دهد. یکی از این اقدامات، تخصیص میلگرد با نرخ قدیمیتر به پروژههای حمایتی و مسکن ملی است. صندوق ملی مسکن از ابتدای سال جاری تاکنون حدود ۳۰ هزار تن میلگرد را برای این پروژهها اختصاص داده است. نکته مهم این است که این میلگردها با قیمت خرید مربوط به حدود ۱۸ ماه گذشته عرضه میشوند و این مسئله میتواند نقش مهمی در کاهش هزینه تمامشده پروژههایی داشته باشد که هنوز آغاز نشدهاند. طبق برنامهریزیها، در هفتههای آینده نیز ۳۰ هزار تن دیگر به این سهمیه اضافه خواهد شد. هرچند این سیاست در کوتاهمدت میتواند بخشی از هزینهها را جبران کند، اما کافی نیست؛ چرا که سایر عوامل هزینهزا همچون رشد دستمزدها، افزایش قیمت سایر مصالح و محدودیت نقدینگی همچنان فشار زیادی بر پروژههای ساختمانی وارد میکنند.
اثرات واقعی افزایش قیمت میلگرد بر پروژههای ملی
در طرح نهضت ملی مسکن که از بزرگترین پروژههای عمرانی کشور محسوب میشود، افزایش قیمت میلگرد بهطور ویژه اثرگذار بوده است. بسیاری از واحدهای این طرح دارای اسکلت سنگین هستند و مصرف میلگرد در آنها بالاست. به عنوان مثال، در زمان آغاز برخی پروژهها، قیمت میلگرد حدود ۲۰ هزار تومان بود، اما اکنون این رقم به حدود ۴۰ هزار تومان رسیده است. این افزایش تقریباً ۱۰۰ درصدی باعث شده برآوردهای اولیه کاملاً تغییر کند و هزینههای پیشبینی شده چند برابر شوند. چنین شرایطی موجب شده برخی پروژهها با کندی پیش بروند یا حتی متوقف شوند. در این وضعیت، هرچند تخصیص میلگرد ارزانتر به پروژههای جدید میتواند کمککننده باشد، اما برای مدیریت بلندمدت هزینهها باید سیاستهای مکملی همچون کنترل تورم مصالح، ایجاد تسهیلات مالی مناسب برای پیمانکاران و سازندگان و تدوین قراردادهایی با امکان تعدیل منطقی قیمتها اجرایی شود.
بازار آزاد میلگرد؛ بین رکود و افزایش قیمت
در بازار آزاد، میلگرد شرایط متفاوتی را تجربه میکند. با وجود رکود شدید در بخش مسکن و کاهش قدرت خرید، قیمتها همچنان در مسیر صعودی قرار دارند. در مبادی معتبر عرضه همچون ذوبآهن اصفهان، خراسان، جهان فولاد سیرجان و اروند، کف قیمت میلگرد در سایزهای مختلف حدود ۳۷ تا ۳۷,۵۰۰ تومان به اضافه مالیات بر ارزش افزوده است. این رقم در حالی ارائه میشود که میزان تقاضای واقعی کاهش قابل توجهی داشته و بسیاری از مصرفکنندگان نهایی توانایی خرید در این سطوح قیمتی را ندارند. کاهش نقدینگی در بازار باعث شده معاملات واقعی کاهش یابد و بسیاری از فعالان صرفاً با نگاه به آینده و انتظارات تورمی اقدام به خرید یا نگهداری موجودی انبار کنند.
نقش انتظارات تورمی در افزایش قیمت میلگرد
یکی از مهمترین عوامل رشد قیمتها در ماههای اخیر، اثر روانی تحولات سیاسی و افزایش انتظارات تورمی است. بسیاری از فعالان بازار آهن و میلگرد، با شنیدن اخبار مربوط به بازگشت تحریمها یا تغییرات در سیاستهای ارزی، پیشبینی میکنند که هزینه تولید، واردات و حملونقل افزایش یابد. همین پیشبینیها باعث میشود تقاضای زودهنگام یا ذخیرهسازی میلگرد افزایش پیدا کند و قیمتها بدون پشتوانه واقعی بالا بروند. در واقع بخش زیادی از نوسانات اخیر ناشی از خریدهای هیجانی بوده است، نه رشد واقعی تقاضای مصرفی.
تاثیر مکانیسم ماشه بر بازار میلگرد ایران
فعال شدن مکانیسم ماشه و بازگشت تحریمهای سازمان ملل علیه ایران یکی از مهمترین عواملی است که در کوتاهمدت باعث نوسان شدید قیمت میلگرد شده است. این تحریمها نه تنها محدودیتهای مستقیم بر واردات مواد اولیه همچون سنگآهن و شمش فولادی اعمال میکنند، بلکه هزینههای غیرمستقیمی مانند افزایش نرخ بیمه، حملونقل بینالمللی و تامین مالی را نیز بالا میبرند. به همین دلیل، حتی پیش از اجرای کامل تحریمها، بازار با افزایش قیمت روبهرو شده است. در واقع، تنها انتشار اخبار مربوط به مکانیسم ماشه کافی بود تا فعالان بازار برای خریدهای زودهنگام هجوم ببرند و همین موضوع باعث افزایش ناگهانی قیمتها شد.
پیامدهای میانمدت و بلندمدت تحریمها بر میلگرد
اگر تحریمها در عمل اجرایی شوند، بازار میلگرد ایران با پیامدهای جدیتری مواجه خواهد شد. محدودیت در صادرات محصولات فولادی میتواند درآمد ارزی تولیدکنندگان را کاهش دهد و آنها برای جبران این کاهش، قیمت داخلی را افزایش دهند. همچنین، کاهش دسترسی به مواد اولیه وارداتی یا افزایش هزینههای مربوط به واردات، قیمت تمامشده تولید میلگرد را بالا میبرد. در چنین شرایطی، عرضه داخلی نیز کاهش یافته و فشار مضاعفی بر بازار وارد میشود. این مسائل در مجموع باعث خواهند شد که میلگرد همچنان در مسیر صعودی باقی بماند و رکود صنعت ساختمان عمیقتر شود.
جمعبندی و توصیهها
بازار میلگرد ایران در سال ۱۴۰۴ ترکیبی از تورم نهادههای ساختمانی، رکود بخش مسکن، محدودیت نقدینگی و فشارهای بینالمللی را تجربه میکند. اگرچه دولت با سیاستهایی همچون تخصیص میلگرد ارزانتر به پروژههای حمایتی تلاش دارد بخشی از مشکلات را کاهش دهد، اما برای ایجاد ثبات پایدار نیازمند برنامهریزی جامعتر است. فعالان حوزه ساختوساز باید توجه داشته باشند که بازار میلگرد در شرایطی قرار دارد که هرگونه تصمیمگیری بدون تحلیل دقیق میتواند هزینههای بالایی را تحمیل کند. سایت آهن۶۶۶ پیشنهاد میکند که سرمایهگذاران و سازندگان:
- روندهای جهانی و داخلی فولاد را بهطور مداوم دنبال کنند.
- خریدهای خود را به صورت مرحلهای و بر اساس تحلیل بنیادی انجام دهند.
- اثرات روانی بازار را از عوامل واقعی تفکیک کرده و تنها بر مبنای نیاز واقعی اقدام به خرید کنند.