رکود و بیاعتمادی در بازار فولاد؛ تحلیل فاصله ۷ هزار تومانی بورس و بازار
بازار فولاد ایران در هفتههای اخیر در حالی به ثبات نسبی رسیده که دو رویداد کلان اقتصادی بر آن تأثیر مستقیم داشتهاند: کاهش نرخ ارز و برگزاری سمپوزیوم کیش فولاد. معمولاً هر بار که نرخ ارز کاهش مییابد، فعالان اقتصادی در بخشهای مختلف از جمله صنعت فولاد، انتظار دارند هزینههای تولید تعدیل و فضای معاملات پویاتر شود. اما این بار برخلاف انتظار، کاهش نرخ ارز هیچ تحرک محسوسی در زنجیره فولاد ایجاد نکرده است. دلیل این مسئله را میتوان در بیاعتمادی تولیدکنندگان و نوردکاران به ثبات سیاستهای ارزی دولت جستوجو کرد.
Thank you for reading this post, don't forget to subscribe!از سوی دیگر، سمپوزیوم کیش فولاد که با حضور بازیگران اصلی این صنعت برگزار شد، در عمل باعث شد معاملات روزمره در بازار به حالت نیمهتعطیل درآید. در روزهای برگزاری این رویداد، بسیاری از فعالان بازار به جای خرید و فروش، مشغول گفتوگو درباره آینده سیاستگذاری در صنعت فولاد بودند. همین امر باعث شد حجم معاملات کاهش یابد. با این حال، کاهش قیمت چندانی در بازار فیزیکی یا بورس مشاهده نشد، چرا که قیمتها پیش از این به سطح کف قیمتی منطقی رسیده بودند و کاهش بیشتر میتوانست زیانهای سنگینی برای تولیدکنندگان به همراه داشته باشد.
بخشنامه صمت و بحران اعتماد در زنجیره فولاد
یکی از چالشهای جدی که بازار فولاد در پاییز ۱۴۰۴ با آن روبهرو شده، بخشنامه اخیر وزارت صنعت، معدن و تجارت (صمت) است که نحوه محاسبه نرخ پایه آهنآلات صادراتی را تغییر داده است. بر اساس این دستورالعمل، قیمت صادراتی باید با استفاده از نرخ ارز اسکناس اعلامی بانک مرکزی محاسبه شود؛ در حالی که این نرخ در فرمولهای متعارف پیشین نقشی نداشت و منشاء مشخصی نیز ندارد.
این موضوع موجب سردرگمی در بازار شده است؛ چراکه صادرکنندگان فولاد نمیدانند بر اساس چه نرخی باید برنامهریزی کنند. برخی از فولادسازان بر این باورند که چنین تصمیماتی بدون بررسیهای کارشناسی اتخاذ میشود و نتیجه آن چیزی جز بیثباتی در معاملات و از بین رفتن اعتماد تولیدکنندگان نخواهد بود. در نتیجه، بخش قابلتوجهی از واحدهای تولیدی و نوردی ترجیح میدهند فعلاً از عرضه محصولات خود در بورس کالا خودداری کنند تا شرایط بازار شفافتر شود.
اختلاف ۲۰ درصدی بورس و بازار؛ نشانه ناهماهنگی در قیمتگذاری
دادههای منتشرشده از بورس کالا نشان میدهد که میانگین قیمت پایه شمش فولاد در معاملات اخیر حدود ۳۰٬۱۷۹ تومان به ازای هر کیلوگرم بوده، در حالی که میانگین قیمت معامله نهایی به ۳۷٬۲۳۴ تومان رسیده است. این اختلاف تقریباً ۲۰ درصدی گواهی بر وجود شکاف قیمتی میان فرمولهای بورس کالا و واقعیت بازار آزاد است.
چنین اختلافی علاوه بر ایجاد بیاعتمادی در میان فولادسازان، انگیزه عرضه را در میان نوردکاران نیز کاهش داده است. به بیان سادهتر، تولیدکنندهای که محصول خود را با قیمت پایینتر از هزینه واقعی تولید عرضه کند، در نهایت متحمل زیان خواهد شد. همین امر باعث شده است تا حجم عرضه شمش و مقاطع فولادی در هفتههای اخیر به طور چشمگیری کاهش یابد.
طبق آمار، طی سه هفته گذشته حدود ۴۰۰ هزار تن شمش فولادی در بورس خریداری شده، اما تنها ۱۳۰ هزار تن میلگرد عرضه شده است. یعنی بیش از ۲۷۰ هزار تن شمش فولادی هنوز وارد چرخه فروش نشده و در انبارها باقی مانده است. این موضوع نشانهای روشن از رکود پنهان در بازار است.
رکود در بازار مقاطع فولادی و کاهش انگیزه خرید
در حال حاضر، انبارهای شرکتهای تولیدکننده میلگرد و تیرآهن تقریباً خالی است، اما نکته قابلتوجه این است که با وجود کاهش موجودی، انگیزه خرید در بازار بسیار پایین است. خریداران – چه پروژههای ساختمانی و چه واسطهها – در انتظار مشخص شدن سیاستهای ارزی و نرخ نهایی فولاد هستند. این بلاتکلیفی، فضای معاملات را سرد کرده و منجر به افزایش رکود معاملاتی در بازار آهنآلات ایران شده است.
فعالان بازار فولاد امیدوارند که با اجرای تصمیم جدید دولت مبنی بر اختصاص ارز صادراتی فولاد به تالار دوم نیما، بخشی از مشکلات نقدینگی واحدهای تولیدی حل شود. این اقدام میتواند باعث گردش بهتر سرمایه، افزایش توان خرید مواد اولیه و در نهایت، افزایش عرضه در بازار ورق و میلگرد گردد. با این حال، تحقق این هدف نیازمند ثبات سیاستی و اجرای دقیق دستورالعملها است.
تحرک صادراتی در بازار ورق؛ روزنهای از امید
در بخش ورق فولادی، علائمی از افزایش صادرات ورقهای گرم و سرد دیده میشود. بهویژه در ضخامتهای پایین (زیر ۸ میلیمتر در ورق گرم و زیر ۱ میلیمتر در ورق سرد)، سفارشهای صادراتی در حال افزایش است. این مسئله میتواند زمینهساز رشد نسبی تقاضا در بازار داخلی نیز شود.
بر اساس تحلیل کارشناسان سایت آهن۶۶۶، اگر دولت بتواند شرایط صادرات را تسهیل و نرخ ارز را تثبیت کند، بازار ورق فولادی میتواند یکی از اولین بخشهایی باشد که از رکود خارج میشود. چرا که این حوزه همواره ارتباط مستقیمی با صنایع پاییندستی از جمله خودروسازی، لوازم خانگی و صنایع بستهبندی دارد.
افزایش تقاضا در بازارهای منطقهای؛ فرصت صادراتی برای ایران
در سطح منطقه، بازار فولاد خاورمیانه و آسیای غربی در حال تجربه دورهای از افزایش تقاضاست. کشورهایی نظیر سوریه، عراق، اردن و ترکیه با توجه به پروژههای عمرانی و بازسازی گسترده، نیاز زیادی به فولاد دارند. بهویژه سرمایهگذاریهای عربستان در بازسازی سوریه و حضور فعال ترکیه در پروژههای زیرساختی، باعث شده توجه تجار خارجی به فولاد ایران افزایش یابد.
این روند میتواند تا آغاز فصل زمستان ۱۴۰۴ ادامه داشته باشد و فرصتی مهم برای صادرات فولاد کشور فراهم کند. اما لازمه بهرهبرداری از این موقعیت، تعیین دقیق نرخ ارز صادراتی، کاهش موانع اداری و حمایت از تولید داخلی است. در غیر این صورت، این فرصت نیز مانند بسیاری از فرصتهای گذشته از دست خواهد رفت.
بازار جهانی فولاد؛ آرامش پیش از تغییر
در عرصه جهانی، بازار فولاد در وضعیت نسبتاً آرامی بهسر میبرد. با وجود نوسانات محدود در قیمتها، هیچ سیگنال قوی برای رشد یا سقوط مشاهده نمیشود. دیدار اخیر دونالد ترامپ و شی جینپینگ در سطح بینالمللی توجه بسیاری را جلب کرده است؛ زیرا ممکن است آغازگر مرحلهای جدید از روابط تجاری میان چین و ایالات متحده باشد. با این حال، تأثیر این دیدار بر بازار فولاد فعلاً محدود و غیرمستقیم خواهد بود.
سرمایهگذاران جهانی نیز در حال بررسی مسیرهای جدید سرمایهگذاری هستند. برخی از آنها در حال خروج از بازار طلا و ورود به بازار کالاها هستند، اما این جابجایی هنوز نتوانسته تقاضای فولاد را به شکل محسوسی افزایش دهد. در مجموع، بازار جهانی فولاد در حالت انتظار و ثبات موقت قرار دارد.
راه بازگشت اعتماد به فولاد
بررسیهای آهن۶۶۶ نشان میدهد که بازار فولاد ایران در شرایطی شکننده و پرابهام قرار دارد. اختلاف ۷ هزار تومانی بین بورس و بازار آزاد، نشانهای از بیاعتمادی سیستماتیک در زنجیره فولاد است. از یک سو، تولیدکنندگان با سیاستهای غیرشفاف ارزی مواجهاند و از سوی دیگر، خریداران نهایی به دلیل ترس از زیان، از ورود به معاملات خودداری میکنند.
راهکار اصلی برای بازگشت تعادل به بازار فولاد، تدوین فرمول مشخص برای نرخ ارز صادراتی، بازنگری در قیمتگذاری بورس کالا و ایجاد سیاستهای حمایتی پایدار است. در صورتی که این سه عامل همزمان اجرا شوند، میتوان امیدوار بود که در ماههای پایانی سال ۱۴۰۴، صنعت فولاد ایران بار دیگر رونق بگیرد و اعتماد ازدسترفته فولادسازان بازگردد.