حذف رهبر قیمتی از بازار آهن؛ آغاز دوره رکود یا اصلاح؟
بازار آهن و فولاد ایران در آذرماه ۱۴۰۴ وارد مرحلهای پیچیده و فرسایشی شده است؛ مرحلهای که فعالان حرفهای این حوزه از آن بهعنوان «دوران بیرهبر قیمتی» یاد میکنند. در چنین شرایطی، نه بورس کالا نقش مرجع شفاف و قابل اتکای کشف قیمت را ایفا میکند و نه بازار آزاد توان تبعیت از نرخهای اعلامی را دارد. نتیجه این دوگانگی، افزایش سردرگمی، کاهش حجم معاملات و تشدید فضای انتظار در میان تولیدکنندگان، توزیعکنندگان و مصرفکنندگان نهایی است.
Thank you for reading this post, don't forget to subscribe!سایت آهن۶۶۶ با بررسی میدانی و تحلیلی شرایط بازار، معتقد است نبود یک قطب قیمتی واحد، بازار فولاد را از منطق عرضه و تقاضای واقعی خارج کرده و آن را به بازاری واکنشی، پرریسک و کمعمق تبدیل کرده است؛ بازاری که در آن تصمیمگیری اقتصادی بیش از هر زمان دیگری دشوار و پرهزینه شده است.
نبود رهبر قیمتی؛ عامل اصلی بیثباتی بازار آهن
در وضعیت فعلی، هر یک از تولیدکنندگان فولاد براساس شرایط مالی، سطح موجودی، هزینه انرژی، انتظارات تورمی و حتی سیاستهای داخلی خود اقدام به قیمتگذاری میکنند. این رفتارهای پراکنده و جزیرهای باعث شده هیچ نرخ مرجع قابل اتکایی در بازار شکل نگیرد. فاصله معنادار میان قیمتهای بورس کالا و بازار آزاد، نهتنها به شفافیت کمک نکرده، بلکه بر ابهام تصمیمگیری افزوده است.
افزایش قیمتها در هفتههای اخیر، عمدتاً ریشه در فرمولهای دستوری بورس کالا، رشد بهای نهادهها و انتظارات تورمی دارد، نه در رشد واقعی تقاضا. در سوی مقابل، بازار مصرف با افت شدید قدرت خرید، رکود پروژههای عمرانی و کمبود نقدینگی دستوپنجه نرم میکند. همین تضاد، باعث شده افزایش قیمتها عملاً به کاهش حجم معاملات و تعمیق رکود منجر شود؛ پدیدهای که در بلندمدت میتواند به تضعیف تولید داخلی بینجامد.
شکاف عمیق عرضه و تقاضا در بازار ورق فولادی
بازار ورق؛ گرفتار انتظار و احتیاط
بازار ورق فولادی، بهویژه ورق سیاه، در حال حاضر یکی از بارزترین نمونههای این آشفتگی ساختاری است. بسیاری از کارخانههای تولیدکننده، با پیشبینی تداوم روند افزایشی قیمتها، از عرضه گسترده محصولات خودداری میکنند. این رفتار، هرچند از منظر تولیدکننده قابل درک است، اما عملاً به کاهش نقدشوندگی بازار و افت محسوس حجم معاملات انجامیده است.
در این میان، افزایش قیمت اسلب در بورس کالا بهعنوان محرک اصلی رشد قیمت ورق عمل کرد و سیگنال صعودی قدرتمندی به بازار ارسال شد. با این حال، واقعیت بازار آزاد چیز دیگری بود. تقاضای واقعی توان همراهی با این سطوح قیمتی را نداشت و فاصله میان خواست عرضهکننده و توان خریدار، روزبهروز عمیقتر شد.
فشار فزاینده بر صنایع پاییندستی
در برخی ضخامتها و ابعاد، قیمت ورق سرد حتی از مرز ۱۰۰ هزار تومان نیز عبور کرده است. چنین سطح قیمتیای، فشار مستقیمی بر صنایع پاییندستی از جمله لوازم خانگی، قطعهسازی و صنعت خودرو وارد میکند. افزایش هزینه مواد اولیه در شرایطی که بازار مصرف نهایی کشش رشد قیمت ندارد، حاشیه سود این صنایع را بهشدت کاهش داده و آنها را در معرض رکود یا کاهش تولید قرار میدهد. از نگاه کارشناسان آهن۶۶۶، ادامه این روند میتواند به تعطیلی بخشی از ظرفیتهای تولیدی منجر شود.
بازار پروفیل؛ سردرگمی تولیدکنندگان و اختلال در معاملات
تولیدکنندگان پروفیل، بهدلیل وابستگی مستقیم به ورق فولادی و الزام به تأمین مواد اولیه از فولاد مبارکه، از نخستین قربانیان این بیثباتی قیمتی محسوب میشوند. این واحدها نه امکان تغییر منبع خرید دارند و نه میتوانند افزایش هزینهها را بهراحتی به بازار منتقل کنند. در نتیجه، حاشیه سود آنها بهشدت تحت فشار قرار گرفته است.
افزون بر این، جهشهای ناگهانی قیمت، مشکلات متعددی در حوزه فروش، صدور فاکتور و ایفای تعهدات قبلی ایجاد کرده است. بسیاری از تولیدکنندگان با سفارشهایی مواجهاند که در قیمتهای قبلی ثبت شده اما تحویل آنها با نرخهای جدید، زیان سنگینی به همراه دارد. همین مسئله، گردش روان معاملات را مختل کرده و فضای بازار پروفیل را بهشدت محتاط و کمتحرک ساخته است.
مقاطع طویل و میلگرد؛ رونق اعتباری در سایه رکود نقدی
در بازار مقاطع طویل نیز شرایط چندان متفاوت نیست. اگرچه عرضه شمش در بورس کالا در سطح قابلتوجهی قرار داشت، اما معاملات نقدی با استقبال محدودی مواجه شد. دلیل اصلی این موضوع، کمبود شدید نقدینگی در بازار است؛ مسئلهای که فعالان زنجیره فولاد بارها نسبت به آن هشدار دادهاند.
در مقابل، معاملات مدتدار و اعتباری با رقابت بیشتری همراه شد. قیمت پایه برخی میلگردها، پس از احتساب مالیات و بهره، به سطوحی بالاتر از ۵۰ هزار تومان رسید؛ در حالی که نرخ بازار آزاد فاصلهای بیش از ۱۰ هزار تومان با این قیمتها دارد. این اختلاف، عملاً معادل تحمیل بهرهای نزدیک به ۶۰ درصد سالانه به خریدار است. از دیدگاه تحلیلی آهن۶۶۶، چنین ساختاری بیش از آنکه به رونق بازار کمک کند، به تعمیق رکود و افزایش ریسک معاملات منجر میشود.
چشمانداز بازار آهن؛ رکود محتمل در کوتاهمدت
چشمانداز کوتاهمدت بازار فولاد، نشانهای از خروج سریع از رکود ندارد. بورس کالا همچنان براساس فرمولهای خود قیمتها را افزایش میدهد، اما بازار آزاد بهدلیل ضعف تقاضا و کمبود نقدینگی، توان جذب این نرخها را ندارد. از سوی دیگر، موجودیهای ارزانقیمت انبارها نیز مانع از همسطح شدن سریع قیمتها با نرخهای جدید بورس میشود.
در صورت ثبات نرخ ارز صادراتی، میتوان انتظار داشت قیمت میلگرد و سایر مقاطع بهتدریج و با شیبی ملایم افزایش یابد. اما در صورت رشد نرخ ارز، افزایش صادرات میتواند فشار بیشتری بر بازار داخلی وارد کند. با این حال، حتی در این سناریو نیز بعید است بازار آزاد بتواند بهطور کامل با قیمتهای بورس کالا هماهنگ شود.
بازار آهن در بنبست تصمیمهای جزیرهای
بهطور کلی، بازار آهن ایران بیش از آنکه تابع منطق عرضه و تقاضا باشد، اسیر تصمیمهای پراکنده، سیاستهای ناهماهنگ و نبود یک رهبر قیمتی شفاف شده است. این وضعیت، هزینههای سنگینی به کل زنجیره فولاد تحمیل کرده و در نهایت مصرفکننده نهایی را متضرر میسازد.
سایت آهن۶۶۶ معتقد است تا زمانی که هماهنگی میان بورس کالا، تولیدکنندگان و بازار آزاد ایجاد نشود و سیاستگذاری منسجمتری در حوزه قیمتگذاری اعمال نگردد، بازار آهن همچنان در فضای رکودی، پرریسک و کماعتماد باقی خواهد ماند.