حباب منفی بازار فولاد؛ چشمانداز کاهش یا ادامه روند نزولی؟
بازار آهنآلات ایران در یکی از حساسترین و تعیینکنندهترین مقاطع چند سال اخیر قرار گرفته است؛ مقطعی که در آن همزمان سه متغیر مهم یعنی نرخ ارز، بازار جهانی فولاد و وضعیت تقاضای داخلی در حال کشمکش با یکدیگر هستند. نتیجه این برهمکنش پیچیده، شکلگیری پدیدهای به نام «حباب منفی» در بازار داخلی فولاد است؛ وضعیتی که در آن قیمت محصولات فولادی در داخل کشور، به شکل محسوسی پایینتر از ارزش صادراتی همان محصولات قرار گرفته و همین اختلاف، به موضوع اصلی تحلیلهای فعالان بازار تبدیل شده است.
Thank you for reading this post, don't forget to subscribe!در این گزارش تحلیلی از آهن۶۶۶ تلاش میکنیم با نگاهی عددی، ساختاری و واقعبینانه، ریشههای این شکاف قیمتی، احتمال تخلیه آن و سناریوهای پیشروی بازار آهنآلات را بررسی کنیم.
حباب منفی در بازار آهنآلات دقیقاً به چه معناست؟
چرا بازار داخلی ارزانتر از صادرات معامله میشود؟
در یک بازار متعادل، قیمت داخلی محصولات فولادی باید با در نظر گرفتن سه عامل کلیدی تعیین شود: نرخ ارز، قیمتهای جهانی و هزینههای تولید داخلی. زمانی که صادرات یک کالا برای تولیدکننده سودآورتر از فروش داخلی باشد، انتظار میرود قیمت داخلی نیز بهتدریج خود را با نرخهای صادراتی هماهنگ کند. اما اکنون در بازار فولاد ایران، این هماهنگی بهطور کامل رخ نداده است.
حباب منفی زمانی شکل میگیرد که ارزش ریالی محصول صادراتی (با احتساب دلار حواله و هزینههای جانبی) بالاتر از نرخ معامله همان محصول در بازار داخلی باشد. به بیان سادهتر، تولیدکننده میتواند محصول خود را با نرخ بالاتری صادر کند، اما در بازار داخل مجبور است آن را با قیمت پایینتری بفروشد. این وضعیت اگر پایدار بماند، یا باید از مسیر رشد قیمت داخلی اصلاح شود یا از مسیر افت نرخ ارز تعدیل گردد.
بررسی عددی شکاف قیمت شمش؛ تحلیل بر پایه دادههای صادراتی
مقایسه شمش صادراتی و داخلی
طبق دادههای منتشرشده از سوی Metal Expert، بیلت صادراتی ایران در محدوده ۳۹۰ تا ۴۰۰ دلار به ازای هر تن (EXW) پیشنهاد شده است. اگر این نرخ را مبنا قرار دهیم و دلار حواله تجاری را حدود ۳۸۰ هزار ریال در نظر بگیریم، ارزش ریالی شمش صادراتی درب کارخانه به محدودهای در حدود ۵۱ تا ۵۲ هزار تومان به ازای هر کیلو میرسد. با احتساب مالیات بر ارزش افزوده، این عدد به حوالی ۵۷ هزار تومان نزدیک میشود.
در مقابل، شمش در بازار نقدی داخلی در محدوده ۴۶ هزار تومان معامله میشود و در بورس کالای ایران نیز نرخهای معاملهشده با استفاده از ابزارهای اعتباری در حوالی ۴۹ هزار تومان قرار دارد. این بدان معناست که شکافی بین ۷ تا ۱۱ هزار تومان در هر کیلو وجود دارد؛ فاصلهای که از منظر تحلیلی نمیتوان آن را صرفاً ناشی از نوسانات کوتاهمدت دانست.
چنین اختلافی معادل حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد است که در صنعت فولاد، رقمی قابلتوجه محسوب میشود. این شکاف بهتنهایی میتواند انگیزه عرضه صادراتی را تقویت کند و در صورت محدودیت عرضه داخلی، بهتدریج فشار افزایشی بر بازار داخل وارد نماید.
چرا بورس کالا هنوز با واقعیت صادراتی هماهنگ نشده است؟
اثر رکود تقاضا بر قیمتهای داخلی
در شرایط فعلی، یکی از مهمترین دلایلی که مانع همگرایی قیمت داخلی با نرخ صادراتی شده، ضعف تقاضای مصرفی در بازار داخل است. پروژههای عمرانی با کندی پیش میروند، بازار مسکن در رکود نسبی قرار دارد و نقدینگی در زنجیره توزیع محدود شده است. در چنین فضایی، حتی اگر مبنای صادراتی افزایش یابد، بازار داخلی کشش رشد سریع قیمت را ندارد.
در بورس کالای ایران نیز اگرچه برخی عرضهها با رقابت همراه بودهاند، اما هنوز شاهد جهش قیمتی متناسب با نرخ صادراتی نیستیم. ابزارهای اعتباری، فروش سلف و شرایط پرداخت، تا حدی مانع انتقال کامل فشار ارزی به قیمت نهایی شدهاند.
اما تجربه بازار نشان داده است که اگر صادرات با ثبات ادامه یابد و همزمان محدودیتهای تولید ناشی از انرژی عرضه داخلی را کاهش دهد، بورس کالا نیز ناگزیر از تعدیل نرخها خواهد شد.
وضعیت صادرات؛ فرصت ارزی در محیطی پرریسک
پس از رکود نسبی ابتدای سال میلادی، عرضهکنندگان ایرانی با انعطاف بیشتری به بازار منطقه بازگشتهاند. میلگرد کلاف در گریدهای مختلف در محدوده ۴۱۵ تا ۴۴۰ دلار EXW امکان رزرو دارد و خریداران منطقهای از عراق، عمان، تاجیکستان و ازبکستان فعالتر شدهاند.
کاهش ارزش پول ملی، عملاً به صادرکننده ایرانی اجازه داده است با ارائه تخفیفهای رقابتی، سهم بازار خود را حفظ کند. این مزیت ارزی اگرچه فرصت مهمی برای صنعت فولاد است، اما بهتنهایی تضمینکننده جهش صادراتی نیست.
چالشهایی مانند قطعی گاز و برق، هزینههای حملونقل، محدودیتهای بانکی و نااطمینانی سیاسی، همچنان سایه سنگینی بر تصمیمگیریهای صادراتی دارند. به همین دلیل، صادرات در مسیر بهبود قرار گرفته اما هنوز به مرحله انفجاری نرسیده است.
اثر بازار جهانی سنگآهن؛ سیگنال کاهشی یا بیاثر؟
در بازار جهانی، قیمت سنگآهن وارداتی چین حمایت ۱۰۰ دلار را از دست داده و به محدوده ۹۷ تا ۹۸ دلار در هر تن عقبنشینی کرده است. در تئوری، کاهش سنگآهن باید هزینه تولید فولاد را کاهش دهد و فشار کاهشی بر قیمت محصولات فولادی وارد کند.
اما در ایران، ساختار ارزی و هزینهای متفاوت است. زمانی که نرخ ارز داخلی با شتابی بیش از افت جهانی حرکت میکند، اثر کاهشی سنگآهن بهطور کامل به بازار داخلی منتقل نمیشود. بنابراین، همزمانی افت قیمت جهانی مواد اولیه با احتمال رشد قیمت داخلی شمش، تناقض محسوب نمیشود؛ بلکه نتیجه تفاوت ساختار اقتصادی ایران با بازارهای آزاد جهانی است.
سناریوهای پیشروی بازار آهنآلات
اکنون بازار در یک نقطه تعادلی شکننده قرار دارد و دو مسیر اصلی پیشروست:
سناریوی اول: اصلاح از مسیر ارز
اگر فاصله دلار تجاری با دلار آزاد کاهش یابد و سیاستهای ارزی به سمت تثبیت حرکت کند، ارزش ریالی صادرات تعدیل شده و شکاف قیمتی کاهش مییابد. این سناریو نیازمند تغییر جدی در سیاستهای ارزی است که در کوتاهمدت چندان محتمل به نظر نمیرسد.
سناریوی دوم: تعدیل تدریجی قیمت داخلی
در صورت تداوم صادرات، محدودیت عرضه ناشی از انرژی و پایداری نرخ ارز در سطوح بالا، احتمال افزایش تدریجی قیمت شمش و مقاطع در بازار داخلی بیشتر خواهد شد. این رشد میتواند مرحلهای و کنترلشده باشد، اما در نهایت بازار داخلی را به واقعیت صادراتی نزدیک میکند.
جمعبندی
بازار آهنآلات ایران در شرایطی قرار دارد که مزیت صادراتی ناشی از نرخ ارز، در حال تقویت است، اما رکود داخلی مانع انتقال کامل این مزیت به قیمتهای بازار داخل شده است. شکاف ۱۰ تا ۲۰ درصدی میان نرخ داخلی و صادراتی، اگرچه در کوتاهمدت قابلتحمل است، اما در بلندمدت پایدار نخواهد ماند.
از نگاه تحلیلی آهن۶۶۶، اگر متغیر ارزی دچار افت معنادار نشود و صادرات در سطوح فعلی ادامه یابد، احتمال تخلیه حباب منفی از مسیر رشد تدریجی قیمتهای داخلی بیشتر از سناریوی کاهش قیمت است. با این حال، هرگونه تغییر در سیاستهای ارزی، وضعیت انرژی یا بازار جهانی میتواند این تعادل شکننده را برهم بزند.