تحلیل عرضه و تقاضا در بازار میلگرد ایران؛ آینده قیمتها به کدام سو میرود؟
به گزارش آهن 666 پاییز ۱۴۰۴ برای بازار فولاد ایران، بهویژه در بخش میلگرد، فصلی متفاوت و پرتنش بوده است. در شرایطی که نرخ ارز با نوسانهای پیدرپی روبهروست و بحث محدودیت انرژی دوباره به تیتر رسانهها برگشته، فعالان بازار میلگرد شاهد یکی از بیثباتترین دورههای چند سال اخیر بودهاند. رشدهای ناگهانی، اصلاحهای آرام و رکودهای مقطعی باعث شده پیشبینی روند قیمت میلگرد تقریباً غیرممکن شود.
Thank you for reading this post, don't forget to subscribe!به گزارش منابع معتبری چون بورس کالا و پایگاههای تحلیلی بازار آهن، حتی خبرهای کوچک درباره سیاستهای صادراتی، تخصیص انرژی یا تصمیمهای بانک مرکزی در خصوص نرخ دلار نیمایی، میتواند در کمتر از ۲۴ ساعت مسیر بازار را عوض کند. در چنین فضایی، نه تولیدکننده از آینده تولید مطمئن است، نه خریدار از تصمیم امروز خود احساس امنیت دارد. این وضعیت موجب شده بازار میلگرد از یک عرصه معاملاتی ساده، به صحنهای از نبرد دائمی عرضه و تقاضا تبدیل شود؛ نبردی که برنده آن نه کارخانهها هستند و نه مصرفکنندگان، بلکه نوسان و بیثباتی.
میلگرد در بورس کالا زیر سایه نرخ ارز؛ عرضه محدود، رقابت شدید
بورس کالا در پاییز ۱۴۰۴ به مرکز ثقل تصمیمگیری بازار آهن تبدیل شده است. تقریباً هر نوسان در نرخ ارز آزاد یا نیمایی، مستقیماً بر فرمولهای قیمتگذاری اثر میگذارد و فضای رقابتی شدیدی میان خریداران و عرضهکنندگان ایجاد میکند. کارخانهها که با رشد هزینههای انرژی، مواد اولیه و حملونقل مواجهاند، تلاش دارند با کاهش عرضه داخلی و تمرکز بر صادرات، از اختلاف قیمت جهانی و داخلی بیشترین بهره را ببرند.
این رفتار باعث شده در تالار داخلی بورس کالا، عرضه میلگرد محدود شود و رقابت خریداران به اوج برسد. در بسیاری از معاملات، تقاضا چند برابر حجم عرضه است و همین موضوع منجر به شکلگیری صفهای طولانی خرید، افزایش رقابت قیمتی و جهش نرخها میشود. بهگونهای که در بعضی روزها، میلگرد تنها در عرض چند ساعت چندین درصد رشد قیمتی را تجربه میکند.
از سوی دیگر، اختلاف میان نرخ دلار آزاد و نیمایی باعث دوگانگی شدید در بازار شده است. چون کارخانهها قیمت پایه را بر مبنای ارز نیمایی محاسبه میکنند، اما تجار و مصرفکنندگان نرخ آزاد را ملاک میدانند. نتیجه، بازاری است که عملاً دو قیمت برای یک کالا دارد؛ یکی در بورس کالا و دیگری در بازار آزاد. این اختلاف، نه تنها موجب سردرگمی فعالان بازار میشود، بلکه بستر مناسبی برای سوداگری و خریدهای هیجانی ایجاد میکند.
در چنین شرایطی، میلگرد از یک کالای صنعتی به ابزاری برای حفظ ارزش سرمایه تبدیل شده است. بسیاری از خریداران نه برای مصرف، بلکه برای حفظ ارزش پول خود اقدام به خرید میکنند؛ پدیدهای که خود عاملی قوی در تداوم نوسانهاست.
زخم پنهان فولاد؛ بحران انرژی و اثر آن بر تولید میلگرد
ناترازی انرژی در ایران سالهاست که به مسئلهای ساختاری تبدیل شده است، اما اثرات آن بر صنعت فولاد در سال ۱۴۰۴ بیش از هر زمان دیگری مشهود است. قطعیهای مکرر برق و گاز، نهتنها برنامه تولید کارخانهها را مختل کرده، بلکه هزینههای تمامشده را بهشدت بالا برده است.
در ماههای اخیر، بسیاری از واحدهای فولادی مجبور شدهاند برای تداوم تولید، از سوختهای جایگزین مانند مازوت و گازوئیل استفاده کنند. این در حالی است که این سوختها علاوه بر هزینه بالا، آلودگی زیادی نیز ایجاد میکنند و ممکن است محدودیتهای زیستمحیطی تازهای را در پی داشته باشند. افزایش هزینه سوخت بهطور مستقیم به قیمت تمامشده هر تن میلگرد افزوده و موجب شده کارخانهها حتی در دوران رکود تقاضا، ناچار به افزایش قیمت فروش باشند.
واحدهای کوچکتر فولادی در این میان بیشترین آسیب را دیدهاند. بسیاری از نوردکاران با سرمایه در گردش محدود، توان مقابله با قطعیهای مکرر انرژی را ندارند و توقف چند هفتهای تولید برای آنها به معنای زیان سنگین یا حتی تعطیلی است. در نتیجه، کاهش عرضه از این واحدها، بهصورت تدریجی فشار قیمتی را بر کل بازار وارد میکند. به همین دلیل، کارشناسان معتقدند که ناترازی انرژی، «زخم پنهان» صنعت فولاد است؛ زخمی که بهصورت تدریجی اما دائمی پایههای قیمتی میلگرد را بالا میبرد.
تقاضا در میدان هیجانی؛ خریدهای احساسی و بیاعتمادی مزمن
در سمت تقاضا، فاکتورهای روانی بیش از عوامل واقعی بر تصمیم خریداران اثر میگذارند. پیمانکاران و سازندگان ساختمان بهجای تحلیل دادههای بنیادی، غالباً براساس شایعات و انتظارات روانی عمل میکنند. کافی است شایعهای از افزایش نرخ ارز یا محدودیت عرضه منتشر شود تا موجی از خریدهای ناگهانی شکل بگیرد. این رفتار باعث میشود حتی در نبود تقاضای واقعی، قیمتها رشد کنند.
از سوی دیگر، بیاعتمادی عمومی به ثبات اقتصادی، نقش مهمی در این نوسانات دارد. در شرایطی که هیچکس نمیتواند پیشبینی کند نرخ ارز یا انرژی در ماه آینده چه خواهد بود، تصمیمهای خرید یا فروش بیشتر بر پایه ترس یا امید واهی گرفته میشوند تا محاسبات اقتصادی دقیق. این بیثباتی روانی موجب شده بخش زیادی از سرمایهها بهجای ورود به تولید، صرف معاملات کوتاهمدت و سوداگرانه شود.
کارشناسان میگویند اگر دولت و نهادهای آماری بتوانند گزارشهای دقیق و بهروز از تولید و عرضه منتشر کنند، حجم معاملات هیجانی تا ۳۰ درصد کاهش پیدا میکند. اما متأسفانه نبود شفافیت و تأخیر در انتشار دادهها باعث شده بازار میلگرد همچنان بیش از آنکه اقتصادی باشد، احساسی و واکنشی عمل کند.
سیاستهای دولتی؛ داوری با قوانین متغیر
دولت بهعنوان تنظیمکننده اصلی بازار فولاد، نقشی حیاتی در تعادل عرضه و تقاضا دارد؛ اما در سال ۱۴۰۴، سیاستهای ناپایدار و تصمیمهای لحظهای، این نقش را به عاملی برای بیثباتی تبدیل کرده است.
در نیمه نخست سال، دولت با هدف کنترل قیمت داخلی، محدودیتهایی بر صادرات اعمال کرد و توانست برای مدتی رشد قیمتها را متوقف کند. اما در نیمه دوم، برای جبران کسری ارز، این محدودیتها برداشته شد و کارخانهها مجدداً به صادرات روی آوردند. نتیجه، کاهش عرضه در بازار داخلی و رشد سریع قیمتها بود. این رفتوبرگشت سیاستی موجب شده فعالان بازار اعتماد خود را به تصمیمات رسمی از دست بدهند و بیشتر به شایعات اتکا کنند.
علاوه بر این، اختلاف نرخ ارز رسمی و آزاد، مشکل دوقیمتی بودن را تشدید کرده است. تا زمانی که نرخ دلار نیمایی چند هزار تومان پایینتر از نرخ بازار آزاد باشد، فرمولهای ارزی بورس کالا نمیتواند تعادلی پایدار ایجاد کند. در چنین شرایطی، حتی تصمیمهای مثبت دولت نیز در اثر فشار بازار آزاد بیاثر میشوند.
از طرفی، نبود هماهنگی میان وزارت صمت، شرکت ملی گاز و سازمان محیط زیست در سیاستگذاری انرژی کارخانهها، موجب سردرگمی و کاهش بهرهوری تولید شده است. در واقع، دولت در این نبرد شبیه داوری است که مدام قوانین بازی را تغییر میدهد؛ داوری که گاهی به نفع عرضه سوت میزند و گاهی به نفع تقاضا.
چشمانداز زمستان ۱۴۰۴؛ آیا بازار میلگرد به آرامش میرسد؟
با نزدیک شدن به فصل زمستان، نگاهها به سمت آینده بازار فولاد دوخته شده است. بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که رسیدن به تعادل واقعی در بازار میلگرد، تنها در صورتی ممکن است که سه شرط اساسی محقق شود:
۱. تثبیت نرخ ارز و کاهش فاصله بین دلار آزاد و نیمایی
۲. تأمین پایدار انرژی برای کارخانههای فولادی
۳. شفافیت در گزارشدهی تولید، عرضه و صادرات
اگر دولت بتواند این سه عامل را تا پایان سال کنترل کند، احتمال بازگشت آرامش نسبی در نیمه دوم زمستان وجود دارد. اما در غیر این صورت، بازار شاهد افزایش تدریجی و خزنده قیمتها خواهد بود. این بار نه بهصورت جهشهای ناگهانی، بلکه در قالب رشدهای آهسته اما پیوسته که پایه قیمتی میلگرد را بالا نگه میدارد.
کارشناسان به خریداران توصیه میکنند که در ماههای پیشرو خرید خود را بهصورت مرحلهای انجام دهند و از برندهای معتبر مانند ذوبآهن اصفهان، فولاد خراسان و فولاد مبارکه اصفهان خرید کنند. همچنین رصد روزانه اخبار مربوط به نرخ ارز، سیاستهای صادراتی و وضعیت انرژی برای تصمیمگیری آگاهانه ضروری است.
بازار فولاد اکنون در وضعیت «تعدیل موقت» قرار دارد؛ نه رکود کامل، نه رونق پایدار. هر تغییر کوچک در یکی از سه مؤلفه ارز، انرژی یا سیاست، میتواند موجی جدید از نوسان ایجاد کند.
نبردی بیپایان در بازار فولاد ایران
بازار میلگرد در پاییز ۱۴۰۴ تصویری دقیق از وضعیت اقتصاد ایران ارائه میدهد: عرضهای که با زنجیرهای از چالشها مانند انرژی، هزینه تولید و سیاستهای ارزی درگیر است؛ و تقاضایی که از بیاعتمادی، رفتارهای احساسی و نگرانیهای روانی رنج میبرد. در میانه این دو، دولت با تصمیمهای ناپایدارش عملاً به عاملی برای تشدید بیثباتی تبدیل شده است.
میلگرد دیگر تنها کالایی صنعتی نیست؛ بلکه شاخصی از اضطراب اقتصادی جامعه شده است. هر تغییر کوچک در بازار ارز یا سیاستهای انرژی، بلافاصله در قیمت میلگرد بازتاب مییابد و حتی بر تصمیمگیریهای کلان عمرانی اثر میگذارد. برای بازگشت ثبات به این بازار، باید از سرچشمههای اصلی آغاز کرد: ثبات ارزی، تأمین انرژی پایدار، و سیاستگذاری قابل پیشبینی.
اگر این سه ضلع برقرار شود، زمستان ۱۴۰۴ میتواند فصلی آرام برای بازار فولاد ایران باشد؛ در غیر این صورت، نبرد عرضه و تقاضا ادامه خواهد داشت و کفه ترازو همچنان به نفع بیثباتی پایین خواهد ماند.