تأثیر عرضه ارز فولادیها در تالار دوم بر قیمت آهن
بازار آهنآلات در هفتههای اخیر در شرایطی نسبتاً آرام و در عین حال پر از انتظار قرار دارد. رکود محتاطانه در معاملات، کاهش پروژههای عمرانی و فشار نقدینگی در کارخانهها باعث شده بود که فعالان این حوزه چشمانتظار یک محرک تازه باشند. در همین فضای بیتحرک، انتشار جزئیات بخشنامه جدید بانک مرکزی درباره نحوه بازگشت ارز زنجیره فولاد به تالار دوم مرکز مبادله ارز و طلا، ناگهان نگاهها را متوجه یکی از مهمترین صنایع کشور کرد. این بخشنامه به ظاهر فنی، اما در باطن دارای پیامهای اقتصادی عمیقی است که میتواند مسیر جریان نقدینگی و قیمتگذاری را در بازار فولاد و آهن تغییر دهد.
Thank you for reading this post, don't forget to subscribe!نکته جالب آن است که خبر اولیه انتشار این بخشنامه حتی قبل از تأیید رسمی بانک مرکزی، بهسرعت در فضای مجازی منتشر شد و موجی از هیجان را در بازار سهام بهراه انداخت. نمادهای بزرگ فولادی چون فولاد مبارکه، ذوبآهن اصفهان، فخوز و فولاژ در همان ساعات ابتدایی با صفهای خرید مواجه شدند. این واکنش سریع نشان داد که فعالان اقتصادی تا چه اندازه نسبت به تغییرات سیاست ارزی در حوزه فولاد حساس هستند و این موضوع چه میزان میتواند بر پیشبینیهای کوتاهمدت آنان اثر بگذارد. اما پرسش اصلی همچنان باقی است: آیا تغییر در مسیر بازگشت ارز فولادیها واقعاً میتواند قیمت آهن در بازار داخلی را تغییر دهد یا تنها یک واکنش روانی کوتاهمدت بوده است؟
واکنش بازار سرمایه به سیگنال ارزی فولادیها
در اقتصاد ایران، ارتباط تنگاتنگی میان بازار ارز، بورس کالا و بازار سرمایه وجود دارد. به همین دلیل، هر تصمیمی در زمینه سیاست ارزی بلافاصله به شکل موجی از امید یا نگرانی در بورس منعکس میشود. در این مورد نیز، انتشار خبر انتقال ارز فولادیها به تالار دوم، بهمحض انتشار، موجب افزایش تقاضا برای سهام فولادی شد. سرمایهگذاران تصور کردند که با این سیاست، شرکتهای فولادی سریعتر میتوانند ارز صادراتی خود را به ریال تبدیل کنند و در نتیجه سودآوری آنها در صورتهای مالی افزایش مییابد.
اما اطلاعیه رسمی بانک مرکزی که چند ساعت بعد منتشر شد، نشان داد که واقعیت تا حدودی متفاوت است. طبق این اطلاعیه، سیاست نسبت ۷۰ به ۳۰ میان دو تالار ارزی همچنان پابرجاست و تنها بخشی از ارز حاصل از صادرات محصولات نهایی زنجیره فولاد، مانند میلگرد، تیرآهن، ورق و پروفیل، مجاز به عرضه در تالار دوم خواهد بود. این بدان معناست که شرکتهای فولادی همچنان موظفاند بخش قابلتوجهی از ارز خود را در تالار اول و با نرخهای پایینتر عرضه کنند.
بااینحال، بسیاری از تحلیلگران این تصمیم را گامی مثبت ارزیابی کردند. زیرا نشان میدهد بانک مرکزی بهتدریج در حال حرکت بهسمت انعطاف بیشتر در سیاست ارزی است و به واقعیتهای تولید و صادرات توجه نشان میدهد. این تغییر تدریجی، میتواند به کارخانههای فولادی کمک کند تا با دسترسی آسانتر به منابع ریالی، برنامهریزی بهتری برای تولید، پرداخت دستمزدها و خرید مواد اولیه انجام دهند. بنابراین حتی اگر بازار سهام بیش از حد به این خبر واکنش نشان داده باشد، اثر روانی آن در میان تولیدکنندگان واقعیتر و ماندگارتر است.
اثر زنجیرهای در بازار آهن و فولاد ایران
بازار آهنآلات همواره بهطور مستقیم از سیاستهای ارزی و صادراتی تأثیر میپذیرد. نرخ دلار نیمایی، هزینه واردات مواد اولیه، تعرفههای صادراتی و حتی زمانبندی بازگشت ارز، همگی در نهایت بر قیمت آهن و محصولات فولادی در بازار داخلی تأثیر میگذارند. در هفته اخیر، همزمان با انتشار خبر بخشنامه جدید بانک مرکزی، شاهد افزایش حدود ۵۰۰ تا ۷۰۰ تومانی در هر کیلوگرم از قیمت پروفیل و ورقهای پوششدار بودیم. اگرچه این افزایش در ظاهر جزئی است، اما از منظر روانی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا نشان میدهد بازار به سرعت در حال برآورد اثر تصمیمات کلان اقتصادی است.
از دید کارشناسان بازار آهن، این واکنش محدود اما سریع میتواند نشانهای از دو مسیر متفاوت باشد:
از یک سو، برخی تحلیلگران معتقدند عرضه بخشی از ارز صادراتی در تالار دوم به معنای افزایش نقدینگی در دسترس کارخانهها است. در نتیجه، آنها میتوانند بخشی از بدهیها و تعهدات خود را تسویه کرده و مجدداً ظرفیت تولید را بالا ببرند. چنین روندی در نهایت منجر به افزایش عرضه داخلی و ثبات قیمت آهنآلات میشود.
اما در سوی دیگر، گروهی از کارشناسان هشدار میدهند که این سیاست میتواند در میانمدت باعث افزایش نرخ دلار نیمایی شود. در صورتی که صادرات فولاد با انگیزه نرخهای بالاتر رشد کند، بخشی از تولید داخلی به سمت بازارهای خارجی میرود و عرضه داخلی کاهش مییابد؛ موضوعی که بهطور طبیعی میتواند قیمت آهن را افزایش دهد.
در مجموع، بازار در شرایط کنونی میان دو احتمال در حال نوسان است؛ از یکسو امید به بهبود جریان نقدینگی و از سوی دیگر ترس از رشد مجدد نرخ ارز. این همان چیزی است که باعث شده بازار آهن در وضعیت انتظار محتاطانه باقی بماند؛ نه در رکود کامل و نه در رونق واقعی.
همزمانی تصمیم ارزی با گفتمان آیندهنگر فولاد ایران
نکته جالب توجه در این میان، همزمانی انتشار بخشنامه بانک مرکزی با برگزاری سمپوزیوم فولاد ۱۴۰۴ در جزیره کیش است. در این همایش، مدیران ارشد صنعت فولاد، از جمله رئیس هیئت عامل ایمیدرو و معاونان وزارت صمت، درباره چالشها و فرصتهای آینده فولاد ایران سخن گفتند. محور اصلی سخنان آنها، حرکت به سمت فولاد سبز، دیجیتالیسازی فرآیندها، افزایش بهرهوری و توسعه صادرات پایدار بود.
محمدمسعود سمیعینژاد، رئیس هیئت عامل ایمیدرو، در این نشست اعلام کرد که پیگیریهای وزارت صمت زمینه عرضه ارز صادراتی فولاد در تالار دوم را فراهم کرده است. او این اقدام را گامی مهم برای افزایش رقابتپذیری شرکتهای ایرانی دانست. این موضوع نشان میدهد که دولت در حال طراحی نقشهای بلندمدت برای پیوند دادن سیاست ارزی با سیاست صنعتی است.
اگر این دو محور یعنی تسهیل ارزی و تحول فناورانه بهصورت همزمان پیش بروند، میتوان انتظار داشت که در آینده نزدیک، صنعت فولاد ایران نهتنها در بازار داخلی بلکه در بازارهای منطقهای و جهانی جایگاه مستحکمتری پیدا کند. کاهش بروکراسی در بازگشت ارز، دسترسی سریعتر به منابع مالی و سرمایهگذاری در فناوریهای کمکربن، سه ستون اصلی رشد پایدار در این مسیر هستند.
مسیر پیشروی بازار داخلی آهنآلات
با فروکش کردن تب اولیه در بورس، حالا نگاهها دوباره به بازار فیزیکی آهن و فولاد معطوف شده است. فعالان این بازار بر این باورند که اجرای دقیق نسبت ۷۰ به ۳۰ میان دو تالار ارزی در کوتاهمدت به نوسانات محدود منجر خواهد شد. بااینحال، اگر همکاری میان بانک مرکزی و وزارت صمت برای نظارت و اجرای دقیق سیاست ارزی تداوم پیدا کند، در میانمدت شاهد افزایش شفافیت در معاملات و رشد تقاضای واقعی خواهیم بود.
از سوی دیگر، بهبود دسترسی کارخانهها به منابع ارزی و کاهش زمان بازگشت پول صادرات، باعث میشود واحدهای فولادی با قدرت بیشتری در بورس کالا حضور پیدا کنند. این موضوع نهتنها حجم معاملات را افزایش میدهد بلکه میتواند به ایجاد ثبات روانی در بازار نیز کمک کند. البته اگر در اجرای بخشنامه ابهام یا تغییر ناگهانی رخ دهد، همان هیجانی که در بورس شکل گرفت، ممکن است اینبار در بازار آهنآلات بروز کند و نوسانات شدیدی را رقم بزند.
تعادل ارزی، شرط ثبات بازار آهن
در نهایت، بخشنامه جدید بانک مرکزی را باید نه یک تصمیم مقطعی، بلکه بخشی از مسیر اصلاح ساختاری صنعت فولاد دانست. دولت در تلاش است میان تعادل ارزی و رونق تولید توازن برقرار کند؛ توازنی که اگر بهدرستی مدیریت شود، میتواند به بازگشت اعتماد به بازار آهنآلات و رونق واقعی تولید منجر شود.
از نگاه تحلیلی سایت آهن۶۶۶، آینده بازار فولاد ایران در گروی سیاستهای ارزی شفاف، حمایت از صادرات و نوسازی فناوریهای تولید است. در چنین شرایطی، اگر دولت بتواند روند بازگشت ارز را تسهیل کرده و به صنایع اجازه دهد نقدینگی خود را سریعتر به چرخه تولید بازگردانند، شاهد کاهش نوسانات و افزایش اطمینان در بازار آهن خواهیم بود.
در پایان باید گفت که اعتماد، ثبات و شفافیت ارزی سه عامل کلیدی برای رشد پایدار صنعت فولاد ایران هستند. بدون این سه مؤلفه، حتی قویترین سیاستهای حمایتی نیز تأثیر کافی نخواهند داشت.